وقتی آدم در جامعه ای جمعی زندگی می کنند رفتارش شامل حق یا وظیفه می شود کمتر رفتاری است که در این دو رده قرار نمی گیرد. تقسیم بندی حقوق و وظایف هم گاه به این راحتی که دیده می شود نیست چون گاهی اوقات حقوق شما حقوق دیگران را ضایع می کند که یا باید از آن چشم پوشی کنید یا دیگران باید از حقوقشان چشم پوشی کنند و در بعضی موارد نیز رفتاری  نه از وظایف است نه از حقوق چیزی غیر از این دو است و تکلیفش معلوم نیست.
در کل با این کاتگوری آدم تقریبا می داند که اگررفتاری حقش است می تواند به راحتی آن را طلب کند و اگر از وظایفش است باید اجرا کند. اما آیا گذشتن از حقوق کاری شایسته است؟ یعنی گذشت این چنین همیشه پسندیده است؟  به نظر می رسد گذشت کار خوبی است و چشم پوشی از بعضی حقوق مسلم گاهی تقریبا واجب است، اما گذشتن از همه حقوق مسلم کاری بسی اشتباه است زیرا هر کاری  در جای خود پسندیده است آدم برای گرفتن حق باید بدود چون این شبهه ایجاد می شود کسی که حقش را نمی طلبد حتما آن را نمی خواهد و ننطلبیدن حقوق موجب سوء استفاده دیگران از این وضعیت می شود. ما آدمها از سر وظیفه باید پیگیر حقوق مان باشیم اینجاست که به قسمتهای بغرنج مسئله وارد شدیم آیا گرفتن حق وظیفه است یا حق؟