آدمها با هم فرق می کنند تفاوت آدمها نشانه ای از ضعف یا قدرت آنها نیست فقط نشانه تفاوتشانست. بعضی ها قد بلندند و بعضی ها قد کوتاه، بعضی ها سفیدند و بعضی ها سیاه، بعضی ها چاقند و بعضی ها لاغر، این تفاوتها نباید هیچ گاه منجر به حذف قسمتی از حقوق اجتماعی و سیاسی و اقتصادی افراد شود. در واقع اگر روزی بشنوید که آدمهای قد بلند  حق رای ندارند حتما انقدر تعجب می کنید که یا شاخ روی سرتان سبز می شود یا دهانتان وا می ماند. پس می بینیم که این ویژگیهای متفاوت ناقض این نیست که بعضی حقوق را داشته باشیم. این مطالب را داشته باشیم تا به آن برگردیم.
چند روز دیگر روز جهانی زن است روزی که در دنیا به نام روز زن می شناسند به نظرمن بیشتر روز مطالبات حقوق زنان است تا روز زن. چون در این روز در سال 1857 زنان کارگر آمریکایی به خیابان ها ریختند و حقوق خود را مطالبه کردند. حقوقی که بسیاری از زنان در قرن بیست ویکم نیز به دنبال آن هستند. یادتان هست که می گفتم که آدمها با هم متاوت هستند و این تفاوتها نباید حقوق آنها را خدشه دار کند. خوب نیمی از جامعه یعنی زنان با نیمی از جامعه یعنی مردان متفاوت هستند اما این موجب نمی شود که از بسیاری حقوق برخوردار نباشند.  شناخت حقوق و وظایف زنان موجب می شود که زنان جامعه مطالباتشان را در جاده ای درست پیگیری نمایند. اما اولین گام که مشکل ترین گام است آگاهی از حقوق بر حق زنان است. بیشتر زنان جامعه از حقوق خود آگاهی ندارند و حتی در مقابل زنانی که حقوقشان را مطالبه می کنند می ایستند. آزاردهنده ترین قسمت جامعه ما زنانی هستند که حقوق مردان را بر حقوق زنان ترجیح می دهند و بیشتر از دیدگاه مردانه به قضایا نگاه می کنند و زیر پا گذاشتن حق زنان توسط مردان را توجیه شده می دانند و حصار تنگ زنان را تنگ تر می کنند. آنها توجیه کنندگان خوبی هستند برای کسانی که حقوق زنان را زیرپا می گذارند. تغییر زنان این چنینی بسیار مشکل است اولین گام برای رسیدن به حقوق زنان تغییر اینگونه زنان است که جامعه عرفی را برای دیگر زنان تنگ می کنند گامهای بعدی روشنگری نیم دیگر جامعه برای آگاهی از حقوق زنان و روشن کردن چراغ وجدان آنهاست و سرانجام تغییر در قوانین ناقض حقوق زنان. این راه راهی بسی دشواراست که  موانعی بسیار در این راه قرار دارد.
باید توجه داشت باشید که تشکلات زنان هیچ گاه نباید از مردان جامعه  توقع این را داشته باشند که پیگیر حقوق شهروندان زن جامعه باشند چون قوانین حاکم چه عرفی و چه شرعی و چه قانونی از حقوقشان دفاع می کند پس لزومی در تغییر آن نمی بیند بگذریم از قشر محدودی که وجدان بیداری دارند و از حقوق تمامی انسانها دفاع می کنند. آنهایی که از حقوق زنان باید دفاع کنند زنان جامعه هستند که با آگاهی از قدرت عمل و محدودیتهای و امکانات جامعه شاید بتوانند مطالبات به حق خود را پیگیری کنند. من تاکید دارم که مطالبات به حق همانطور که جامعه مردسالارانه جامعه ای بیمار است جوامعه زن سالارانه نیز از همین بیماری رنج می برد.
امیدوارم روزی زنان جامعه ما روز به دست آوردن مطالبات به حق خود را جشن بگیرند نه روز طلب کردن آن را. به امید آن روز.