فکر می کنم همه قصه رابینسون کروزو را شنیده اند. من داشتم با خودم فرض می کردم اگر شخصیت اول اون داستان بودم و می توانستم از این جهان متمدن یک وسیله با خودم به جزیره متروکم  ببرم، چی رو با خودم می بردم. اگر شخصیت رابیسون رو به من می دادند و می گفتند انتخاب کن به نظرم چقدر خوب بود اونجا یه کامپیوتر متصل به اینترنت داشتم حتی اگه یک طرفه بود مثل تلویزیون باز هم خوب بود. اما چون من آدم معقولی هستم و می دونم جایی که میشه به اینترنت وصل شد دیگه جزیره متروک نیست یه وسیله یگه ای رو طلب می کنم. چقدرخوب بود جزیره متروک من یک کتابخونه کامل داشت از کتاب تمام نویسنده های معروف و غیر معروف. حالا چرا بین این همه چیز می گم کتاب. آخه از توی کتابهای مختلف می شه یاد گرفت چطور در یه جزیره متروک زنده موند. یه کتابخونه کامل  از یک انبار آذوقه  بهتره! چون انبار آذوقه از گرسنگی نجاتت می ده اما از شر حیوانات نجاتت نمی ده. یه انبار اسلحه ومهمات شاید از آدم دفاع کنه وغذای آدم رو جور کنه اما آدم رو گرم نمی کنه. شاید بگین یه انبار سوخت، اما اون هم نمی تونه از آدم دفاع کنه یا آدم رو سیر کنه. کتابها به آدم یاد می دن که چطور غدا پیدا کنه چطور از خودش دفاع کنی و چطور آتیش روشن کنه و سرپناه درست کنه و لباس بدوزه. کتاب خوندن یاد گیری اصول ماهی گیریه اما بقیه چیزها فقط ماهی هستند حالا ماهی می خواین یا اینکه ماهی گیری می خواین یاد بگیرین؟
حالا سئوال من از شما اگه رابیسون بودین چی رو می خواستین؟