امروز شاید روز من نبود اما نه! این جور چیز ها  اصلا ربطی به شانس نداره. ولی واقعا بدشانسیه که نفر قبلی آدم بد دنده عقب بره و ماشین رو بندازه توی جو و تو بیایی بشینی سر جاش و بخوای گاز بدی تا ماشین رو از چاله در بیاری و با بدبختی در بیاری ولی همه چیزهایی که یاد گرفتی یادت میره! سالی که نکوست از بهارش پیداست. خوب معلومه دیگه چی میشه افسر من رو از امتحان رد کرد. نه تقصیر خواهر دوست مرضیه بود که اتفاقی با هم آشنا شدیم و با هم امتحان دادیم و ماشین رو توی جوی خیابان انداخت نه تقصیر افسر. به نظرم امتحان رانندگی بر عکس همه امتحانات اهمیت افتادنش بیشتر از قبول شدن است آدم در رانندگی باید در بدترین مواقع بهترین تصمیم رو  بگیره پس قبول شدن الکی اون اصلا معنی نداره. برای همین مثل خیلی از آدمها سمج نشدم که چرا آقا ترو خدا قبول کن  راه بیندازم. سبک بال و خندان رفتم آموزشگاه وقت بگیرم تا باز هم تمرین کنم چند نفری چهره خندان من را دیدن گفتند قبول شدی گفتم نه یکی گفت تبریک. گفتم ممنون قبول نشدنم یه جورایی تبریک داره.
شاید امروز روز من نبود اما درسی به من داد که از صد روزی که در آن شانس آوردم بیشتر می ارزید باید در هر موقع شاد زیست.