دیشب خانوادگی رفته بودیم فیس بوک واژگان گیلکی.
 (بقیه نوشته در خواندن مطالب دیگر)

حالا چرا می گویم خانوادگی آخه مریم تایپ می کرد و بقیه ماها نظر می دادیم. اولش فقط مریم جواب می داد بعدا ما هم پیوستیم. پریشب که رفته بودیم درباره مکانها مختلف سئوال گذاشته بودند که مریم جوابها را توی کامنت ها گذاشته بود. اما امروز کلمه های گیلکی راگذاشته بودند ما هم کم نیاوردیم من لغتها را می آورم و جوابها را لیست می کنم.
ورز: گاو نر
کیشخال: شاخه شمشاد که اصطلاحا به جاروی از جنس شاخه شمشاد هم می گویند.
کور ناخوشی: دختر بلا
کاتیک: مرغ جوان
ماس گوله: کوزه ماست
کتل: چارپایه
کتله: دمپایی چوبی
کردخاله(دوخالنگه): چوبی که برای برداشتن آب یا کشیدن شاخه ها استفاده می شود و سرش شبیه هشت است.
تلمبار: محلی برای نگه داری کرم ابریشم
هلوچین: تاب
هلونه: نانو
بیچسه او: آب سرد و برای غذا و آدم بیمزه هم به کار می رود
چندتا ما کلمه گذاشتیم مثلا
قامپیت: شکلات
فشال دوا: پماد
یریره دخس سنن: کرکری خواندن
یکی که پست کاتیک رو گذاشته بود انتظار نداشت کسی جوابش رو بده همچنین از لغت قامپیت تعجب کرده بود گفته بود از کجا آورده ایم. دیشب خیلی جالب بود چند دقیقه به چند دقیقه کلمه گذاشته می شد کمتر از یک دقیقه جواب اون رو می نوشتیم. حالا کلی لغت را گذاشته ایم برای جمعه که بگذاریم توی فیس بوک چون اون موقع مریم هم لب تابش رو می اره  ومی تونیم هم زمان توی پستهای همدیگه کامنت بگذاریم و جواب هم رو بدیم. خوبی این بازی فیس بوکی تقویت گنجینه لغت گیلکی اهل خانواده است. اگه باز هم رفتم سعی می کنم لغتها رو بگذارم اینجا برای استفاده عموم!