گفته بودم که جمعه قرار است که باز دست جمعی برویم فیسبوک گیلانی ها تا هم بانک اطلاعات لغات خودمان را بسنجیم و هم بانک اطلاعات لغات دیگران را به چالش بگیریم. 
(بقیه نوشته در خواندن مطالب دیگر)

برای همین پنج شنبه یک سری لغت گذاشتیم تا دیگران را بسنجیم حالا لغاتمان چی بود. اگر صحبنت من را مزاح ندانید بیشتر آغوز شناسی بود تا لغت شناسی. چرا من این حرف را می زنم خب لغات و معانی آن را می آورم شما هم به همین نتیجه می رسیم.

سمبولی آغوز: گردو تازه ای که پوست سبز آن از پوسته چوبی جدا نشده است.
کشکری آغوز: گردو تازه ای که پوست سبز آن از پوسته چوبی جدا شده است.
بلوری آغوز: گردوی با مغز سفید.
چیک آغوز: گردوی که مغزآن از پوست آن به سختی جدا شود.
کلماجین آغوز: گردوی کرمو.
زلخ آغوز: گردوی با مغز تلخ.
تیرره: گردوی که در گردو بازه گردو اصلی است که معمولا درشت تر از بقیه بوده و برای هدف گیری استفاده می شود.
جیمیلی آغوز: گردو بسیار کوچک، برای آدم ریزه میزه هم بکار می رود.
فوتخوله آغوز: گردو پوچ.
حالا این وسط یه لغت مظلوم ماند آن هم دج است شاید توضیح دادن آن کمی سخت است در واقع دج آب فراری است که از پوست پرتقال بعد از فشرده شدن خارج می شود را می گویند. حالا چرا مظلوم واقع شد چون نه هیچ کس جوابش را داد نه ما جواب آن را نوشتیم.
نوشتن این همه آغوز یه بنده خدایی را آنقدر شگفت زده کرده بود و گفته بود ما این قدر آغوز مختلف داریم یکی به من بگه تفاوت آنها چیه؟
مریم توضیح نوشت که لغات برای انواع گردوهای مختلف به کار نمی رود بلکه اصطلاحات مختلفی هست که برای گردو به کار می روند. حالا می بینید که لغت شناسی نبوده بلکه یه جور آغوز شناسی بود.
راستی جوابها را جمعه نوشتیم تا مردم را توی خماری نگذاریم.