ببین، اگر پرنده ای، پرنده ای سحر خیز باش،
و کرمی برای صبحانه ات شکار کن.
اگر پرنده ای ، سحر خیز ترین پرنده باش-
اما اگر کرمی،تا دیر وقت بخواب.
>>شل سیلور استاین.<<

امروز من پرنده بسیار سحر خیزی بودم آنقدر سحر خیز که کرمها هنوز بیدار نشده بودند. ماجرا از این قرار بود امروز می خواستیم صبح آش بخوریم. وقتی رفتم آش بخرم آش فروش تازه کرکره مغازه اش را داشت می داد بالا و مجبور شدم آش سرد بخرم. می بینید زیاد سحرخیزی هم خوب نیست. پس اگر پرنده ای با کرمها برخیز تا بتوانی کرمی شکار کنی چون اگر کرمها تا دیر وقت تصمیم بگیرند بخوابند تکلیف تو معلوم نمی شود چیست؟ حرف من را از حرف شل سیلور استاین بیشتر جدی بگیرید چون از سر تجربه می گویم.