می خواهم اینجا کسی را نصیحت کنم پس این نوشته را نصیحت به شخص خاص بدانید و به عام توسیع دهید.
" آدم که صبح بر می خیزد هزار مشکل مثل عذاب آسمانی جلوی پای آدم می افتد هر چند مشکلات گاه آنقدر بزرگند که با زور ما سازگار نیست اما با نگاه مثبت تجربه ای هم هستند که شخصیت انسان را ورزیده می کنند تا در مقابل اتفاقات بعدی تصمیمات درستی بگیریم. اگر بروز یک مشکل را طلایه دار بروز مشکلات بعدی بدانیم نقطه آغاز شکستهای ما خواهد بود زیرا با منفی بافی درباره اتفاقات پیش زمینه بروز ناخواسته حوادث نامطلوب را ایجاد می کنیم چون منفی بافی موجب مسدود شدن ذهن و در نتیجه عکس العمل نامطلوب نسبت به حوادث ناهنجار خواهد بود پس برای اینکه منفی بافی مان به حقیقت نپیوندد باید به آینده و حوادث آن خوشبین بود. عذاب دادن خود و خورد و خوراک از خود گرفتن به خاطر مشکلی که شاید برای هر کس پیش می آید روش معقولی نیست. انسان باید تا می تواند در مواقع مشکلات به آن بخندد نه اینکه در دنیا را به روی خود ببندد. با نگاه کردن به رفتارهای قبلی خود می توانی به این نتیجه برسی که پیش آمدن این حادثه از کجا سر چشمه گرفته و با دانستن منبع حوادث به راحتی می توانی برای بروز مجدد آن چاره ای بیاندیشی. شاید حرفهای مرا یک مشت جملات با آب و تاب روانشاسی مآبانه می دانی اما اگه به آن دقیق فکر کنی، می بینی  که حرفم کاملا درست است و به کار بستن آن، آنقدرها که فکر می کنی سخت نیست مایه آن کمی خوش بینی است."