پریروز رفته بودیم دیدن علی اینها که از سفر برگشته بودند و برای محمد هم که شاگرد اول شده جایزه یه پازل سه بعدی کشتی گرفته بودیم. سپیده می گفت قبلا علی براش پازل سه بعدی کشتی بادبادنی خریده بود اما خوشبختانه مال ما یه کشتی جنگی بود. 13 قطعه اولش رو توی خونه علی درست کردیم. محمد که دوست داشت با ما بیاد برای همین محمد اومد خونه ما پازلش رو هم با خودش اورد. دیروز از ساعت ده صبح تا ساعت چهار بعد از ظهر من و محمد سرگرم ساختن کشتی بودیم اواخر ساختن کشتی محمد دیگه خسته شده بود و می گفت: "عمه جون بسه!" ولی وسط کار نمی شه ول کرد برای همین تا انتهاش رفتیم. یه واقعیت ساختن این پازلها سرگرمی خوبی برای آدم بزرگهاست تا بچه. از زحمتی که کشیدم نیز عکس گرفتم و در این پست گذاشتم.
پی نوشت 1: دیروز اینقدر به انگشتم فشار اوردم که زیر ناخنم خون ریزی کرد.
پی نوشت 2: پیشنهاد می کنم در اوقات فراغتتون از این پازلها درست کنید چون واقعا سرگرم کننده است و درانتها کارهم یک  وسیله تزیینی دارید که از مجسمه های چینی و غیره به نظر من جالب تر و می تونید در دکور خونه ازش استفاده کنید.
پی نوشت 3: قرار کشتی رو باز کنم و دوباره در موقع ساختن چسب چوب بزنم تا خراب نشه!