گوشه سمت راست اون پایین یه لینک فال حافظ گذاشتم. اصلا علت اینکه این لینک را گذاشتم برای اینه که شادی افتخار داده و به وبلاگم سر زده و نظر گذاشته. حالا فال حافظ چه ربطی به شادی داره. براتون تعریف می کنم ترم اولی که ارومیه بود با شادی وفاطمه و نیر که هم اتاق بودم شبها چندتا کار رو انجام می دادیم این کارها به جز شام خوردن و مسواک زدن و خوابیدن بود. یکی از این کارها خوردن هله هوله بود به خصوص چیپس سرکه نمکی. یکی دیگه اذیت کردن نیر بود که تخصصش دست شادی بود و من این وسط نخودی بودم گاهی می رفتم سر نیر گاهی هم سر شادی و فاطمه. همه این اذیت کردنها هم از سر مسخره بازی بود. یکی دیگه گرفتن فال ورق بود که باز هم تخصصی دست شادی رو می بوسید و ید طولایی در فال  گرفتن داشت و همیشه در فالها یا سفر درپیش داشتم، یا یه مالی به ما می رسید ، یا مسافری می اومد یا ازدواج می کردیم. از این چهار حالت خارج نبود گاهی هم  یه زن سیاه یا مرد سیاه بد خواهمون بود گاهی اوقات هم خیر مون رو می خواستنند  گه گاه هم یکی اطرافمون مریض می شد. بگذریم کلی به نتیجه فالمون می خندیدیم. و آخرین مورد هم  که شبها انجام می دادیم گرفتن فال حافظ بود که باز هم کار، کار شادی بود و فال گرفتن کار خودش بود. ترم بعد که شادی به قول ما خدا بیامرز شد یعنی دیگه رفت خونه و سر کله اش پیدا نبود. این وظیفه رو من قبول کردم و نیر هم که به این فالها عادت کرده ول کن معامله نبود تا حافظ جواب درست بهش نده. دیگه تفسیر به رای من عالی شده بود. بعدها که رفتم اتاق 411 فالگیر رسمی اتاق شدم شبها دوره هم می نشستیم و فال می گرفتیم و تفسیر می کردم. مثلا برای نیر هر موقع می اومد پیر مغان من تفسیر می کردیم  استاد راهنمایی پایان نامه.
یادم میاد  یه مدتی  منتظر نمره هندسه بودم. می گفتم: "یک و دو و سه  هندسه" بعد حافظ رو باز می کردم.
زدم به جاده خاکی می خواست بگم چرا این لینک رو گذاشتم. علت گذاشتنش  فقط برای این است که  یاد دوران خوش دوستی با شادی و فالهای شبانه ببفتم. 
حالا لینک اونجاست دوست دارین نیت کنید یه فال دیجیتال بگیرید.