امروز اولین پنج شنبه ماه رجب است یعنی امروز رغائب است.
من روز رغائب را دوست دارم و این دوست داشتن بیشتر از کودکی ام آب می خورد آن سالها که مادر نان برنجی و خرما خیرات می داد و سینیها را پر می کرد که من به در خانه همسایه ها ببرم. وقتی سینی را پر می کرد توصیه می کرد بعضی خانه ها را فراموش نکنم. بعدها خودم به این نتیجه رسیدم چه فرق می کند که به دست چه کسی برسد قصد خیرات است و هر بنده خدای از آن بخورد فرقی نمی کند. چند سال اخیر مادر هم به این نتیجه رسیده است  اصل خیرات برای کسانی است که به آن نیازمند هستند و حالا دیگر نان خرما یا میوه را بین همسایه پخش نمی کند و راست می گوید که همه همسایه ما خدا را شکر دستشان به دهنشان می رسد برای همین آن صرف خیرات نیازمندان می کند. شاید این نتیجه را باید سالهای پیش می گرفتیم.
راستی امشب شب آرزوهاست برای همه دارم و امیدوارم به آرزوهایشان برسند.