تعصب جنبه های خوب یا بدی دارد.
هر کسی به یک سری مسائل متعصب است مثلا به نژادش به زبانش به کشورش به افراد و موضوع مورد علاقه اش. به عنوان مثال خودم به کشورم به شهرم به زبان فارسی و گیلکی و رشته تحصیلیم ریاضیات تعصب خاصی دارم. این تعصب موجب می شود که به پیشرفت هر یک از این موارد فکر کنم و تا جایی از دست  بر می آید کاری انجام دهم. ولی گاهی این تعصب موجب می شود افراد کارهای غیر عقلانی انجام دهند یا حرفهای خودشان را نادیده گیرند. تعصب بی مورد که گاهی خودم هم دچارش می شود موجب می شود آدم به عنوان یک آدم عقل گرا به نظر نیایید بلکه آدمی منطبق بر احساساتش به نظر بیایید. تعصب من به ریاضیات اینگونه است هر کجا بحثی از ریاضیات باشد نمی توانم دم فرو بندم و ناگزیر باید پاسخگو باشم و این موجب می شود که یادم برود چه حرفهایی را زده ام.