فردا  روز پدر است دیروز خواهرهایم رفته اند برای بابا و علی و محمد یعنی همه مردان خانه کادو بخرند. به قول مرضیه "برای پدر پسر روح القدس بریم کادو بخریم!". جا داره روز پدر و تولد امام علی رو بر همه تبریک بگم و بدون اجازه مرضیه شعرش را می آورم.



لاکومه ی غم

غــم، از درخـتِ عـشـقِ تـو بـالا نمی رود
خـوش کـرده جـا و گـفته از اینجا نمی رود
ایـن قـایـقـم کـه در دل طـوفان اسیر شد
لاکومه اسـت تـا خـودِ دریـا نـمـی رود
مــردی سـوار کـشـتی احساس بود و رفت
سـوگـنـد خـورده بـود که بـی مـا نمی رود
او رفت و چشم خیس من آهسته گـریه کرد
او هـم دروغ گـفـت: کـه تـنـها نـمـی رود
دربـیـن خـاطـرات قـشـنـگـی که داشـتیم
هــرگــز زِ یـــاد رفـتـن بـابـا نـمـی رود


 پی نوشت1: لاکومه در گویش گیلکی به قایقی اتلاق می شود که همیشه تا لب دریا می رود ولی همیشه حسرت رفتن به دریا را دارد. 

 پی نوشت2: حالا که شعرش رو خوندین فردا اگه کتابش چاپ شد نگین: "چون شعرش خوندیم نمیریم کتابش رو بخریم!"