هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش ایمان در هم نکشیده مگر وقتی که پایم برهنه بود و استطاعت پای پوشی نداشتم به جامع کوفه در آمدم دلتنگ یکی را دیدم که پای نداشت سپاس به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.