حوصله نوشتن نداشتم برای همین قسمتهای از کتاب سفر به خانه آزاد شده که قبلا انتخاب و تایپ کرده بودم را منتشر می کنم.

پی نوشت: فردا نیستم میروم تهران.


١) هر وقت جایی اجتماع می کنیم، مایلیم که نشان بدهیم تعداد حاضران از میزان واقعی بیشتر است، بنابراین یک انبوهی بی دلیل ایجاد می کنیم، همدیگر را هل می دهیم و بدون توجه به وجود یک جریان مرکزی و یک واقعه محوری حرف می زنیم.

٢) همیشه نوعی بی نظمی در فضا وجود دارد. حتماً در مکانهای این چنینی اصراری وجود دارد که فرشها نامرتب انداخته شود. بعضی فرش ها حتماً باید لوله شده باشد. لازم است که فرش ها کج انداخته شود.

٣) همیشه لازم است جمعی نامرتب باشد تا عده ای - که آنان را مامور می کنیم بروند و جمع پراکنده را مرتب کنند.

۴) همیشه بر اساس امکاناتمان رفتار می کنیم نه بر اساس نیازها. مثلاً اگر یک سالن داریم که گنجایش صد نفر آدم را دارد، جمعیتی حدود دویست نفر را به سالن دیگری دعوت نمی کنیم، بلکه سعی میکنیم با تحمیل مقداری فشار تمام آن دویست نفر را در مکان صد نفر جانشین کنیم. (١)


از پارک که بیرون زدیم حرف و حدیث دوستانه آغاز شد، از خصوصی ترین بخشهایی وجودی که می شود شبی در مدینه، در پارکی خلوت با همدیگر گفت حرف زدیم. نزدیک شدن ادمها در سفر نعمتی است که شلوغی شهرها همواره از ما دریغ می کند و یافتن دوستان بی نظیر پاداش یک سفر است. بی شک "جواد" دوستی کمیاب برای تمام زندگی من خواهد شد. آن شب آن قدر من و او به هم نزدیک شدیم که وقتی دیدم مضطرب است و دارد به خودش می پیچد، از او پرسیدم: چه مشکلی داری؟ او یکی از خصوصی ترین رازهایش را برای من فاش کرد:

- می خواهم بروم دستشویی، فکر می کنی دستشویی کجاست؟(٢)


سفر جایی است برای دیدن جهان و نگاهی مجدد به خود. یک بررسی از موجودی که آمده تا موجودی که می رود بی شک تغییری را نشان می دهد که حاصل سفر است و البته ظاهراً همه این تغییر را نمی کنند. یکی از خرهای معروف تاریخ، سالها قبل در یک سفر زیارتی هیچ اتفاقی برایش رخ نداده و این قاعده را انکار کرد. شاعر در مورد او گفته است:

خر عیسی گرش به مکه برند / چون بیاید هنوز خر باشد (٣)

------------------------------------------------------------------

(١) صفحه  ١١۴ سفر به خانه آزاد شده ابراهیم نبوی.

(٢) صفحه ١٣۴ سفر به خانه آزاد شده ابراهیم نبوی.

(٣) صفحه  ١۴١ سفر به خانه آزاد شد ابراهیم نبوی.