دیروز سرگرم کاری بودم که صدای شیپور جنگم منظورم موبایلمه در اومد دیدم پنج تا اس ام اس دارم که سه تاش آثار همون سونامی ارسال اس ام اس من بود و دوتا از اس ام اسها با یه شماره نا آشنا بود. اولین اس ام اس کلیتش این بود که نویسنده درخواست کرده بود که کتاب ردیف نوازی و سه تارش رو برای صدا و سیما کرمانشاه پست بشه و خودش هم لب مرز بود و مرز بسته و می خواست برای پروژه ای بره سلیمانیه. توی اس ام اس دوم می خواست بدونه نظرم درباره یه بیت چیه که می خواست روی آهنگش کار کنه؟ آخرش هم نوشته بود اگه چیزی می خوای برات بیارم. از متنش فهمیدم اصلا ربطی به من نداره. من به ندرت به شماره های ناشناسی زنگ  یا اس ام اس می زنم. بی خیالش شدم. تا بیست دقیقه بعد همون شماره تماس گرفت گفت که من به موبایل شما اس ام اس زدم. گفتم بله بعد گفت چرا به من اطلاع ندادی که اشتباه اس ام اس زدم من هم گفتم تازه اس ام اس رو دیدم بعد چون به من ربطی نداشت لزومی ندیدم که اس ام اس بزنم.
امروز دوباره اس ام اس زد و نوشت:" سلام ببخشید دوباره مزاحم میشم می تونم نظرتون رو در مورد اون بیت شعر بدونم آخه اولین کسی هستین به خاطر اون اشتباه اون شعر رو می خونید خیلی واسم جالب بود تو گوشیم شماره شما رو به جای دوستم ذخیره کردم."
نمی دونم با چه امیدی دوباره به من اس ام اس زده بود من که به اس ام اس اشتباهیش عکس العمل نشون ندادم حالا چه انتظاری داره که نظرم رو درباره بیتی که می خواد آهنگش رو درست کنه بیان کنم.  
پی نوشت: مفهوم بیتش جالب بود. بیت رو در این پست  نیاوردم چون می خواستم امانت داری کنم.