چند خوردی چرب و شیرین از طعام
چند روزی امتحان کن در صیام.

آقا این شعر رو عدل برای من گفتند حالا چرا این رو میگیم بزارین توضیح بدم. اذان که میگین  نگذاشتم نه برداشتم شله زرد رو نوش جان کردم. شله زرد رو صبح علی اورده بود اون موقع اونقدر خواب بودم که  ازش نپرسیدم که نذریه یا نه؟ بعد شله زرد یه دهن نون پنیر و سبزی خوردم بعد نوبت آش با پیاز داغ و کشک ومهمتر از همه نعنا داغ. وای معرکه بود یه پیاله که خوردم یه نصفه هم روی میز گذاشتم یه کم معده جا واکنه بخورم. 
در این فرصت یه سری به گوگل ریدر زدم بعد اومدم یه ناخونک حسابی به شب رنگها زدم جای شما خالی خیلی خوشمزه بود. یعد از اون هم رفتم سرغ پیاله آشم بعد آش هم یه قاچ خربزه روش چسبید. موقع خوردن خربزه هندونه رو دیدم گفتم خوبه بعدش بیام هندونه بخورم اما چون چای نخورده بودم یه چای برای خودم ریختم که با خرما بخورم  اگر نشد با یه شیرینی خامه ای باقی مانده ته جعبه بریزمش توی خندق بلا. بعد از این چای هم اگه در معده جای نفس بود نوبت هندونه می رسه.
خب شاید بعضی ها بگید خیلی هم نخوری اما مهم خوردنش نیست با حرص و ولع خورنشه با این انگیزه که بخورم چون این رو یادم رفته بود و امروز نخورمش. مثل اینکه از این امتحانم رد شددم. این امتحان که چند روزی از اطعمه و اشربه دل بکنیم تا بتونیم در روزهای سختی دوام بیاریم و یا در سخت ترین روزهای دیگران درکشون کنیم. هر زمان که به این مرحله رسیدید که می تونید از چیز مادی دل بکنید اون روز صیام شماست.