اول نوشت: دیروز مرضیه رفت تهران کتابهاش رو تحویل گرفت. کتابش رو دیروز دیدم جالب بود این هم شکل ظاهری کتابش یعنی دوشنبه اول اردیبهشت. 
راستی این ظاهر رو مدیون خانوم دهداره.

در شناسنامه من امروز به عنوان روز تولدم ثبت شده حالا دوستان فکر نکنید امروز واقعا روز تولدمه، نه اینطور نیست این روز فقط به دلیل زودتر رفتن به مدرسه  در شناسنامه ام درج شده! حالا این رو داشته باشید. فکر می کنید چه کسی می تونه امروز به من تبریک بگه! خب دوستان و آشنایان که تاریخ تولد واقعیم رو می دونن پس اشتباهی تبریک نمیگن. غریبه ها که به تاریخ تولد من کاری ندارن. پس کی تاریخ تولدم رو می دونه یا بهتر بگم شناسنامه من رو دیده! این مجهول کیه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الان میگم اولی شرکت مخابرات بود و دومی بانک پاسارگاد! کلی به هر دو اس ام اس تبریک خندیدم و حتما مبتکر این سامانه فکر می کرد چقدر این مشترک از دریافت اس ام اس خوشحال میشه و از خدمات بانک یا شرکت ما تعریف و تمجید می کنه! درسته که خر کیف نشدم ولی خیلی خندیم. مرضیه می گفت نخند تو شناسنامه ات تاریخش اشتباه است، چرا به اون بنده خداها می خندی!

آخر نوشت: امروز به طور اتفاقی متوجه شدم که کسی به دنبال شعری از من بوده به وبلاگم اومده من هم مثل او شعر رو سرچ کردم و متوجه شدم دوتا از وبلاگها از شعرم استفاده کردند. براشون نظر گذاشتم و اطلاع دادم که شعر منه. بعد دیدم مدیر یکی از وبلاگها به من اطلاع داد که نمی دونسته شاعرش  من بودم. حال اون پست وبلاگش رو تصحیح کرده و من هم به خاطراحترام به رفتارش که حق انتشار شعر من رو در نظر گرفته برای همین وبلاگش رو لینک کردم شما هم می تونیدوبلاگش رو سمت راست در بخش پیوندها مشاهده کنید.