از دیروز افتاده ام روی مد بازی کردن. یک بازی آنلاین پیدا کرده ام جنگ خانها یه چیزی مثل تراوینه. دارم مملکت خودم را می سازم. معادن طلا و آهن و چوب بری و مزرعه ام را می سازم تصمیم گرفته ام در صلح و صفا به کشت و کار و زراعت به پردازم و کاری به کار دیگران نداشته باشند برای خودم دوستان مجازی ساخته ام که همه شان خودم هستم کسی را دعوت به بازی نمی کنم چون بعد می آیید فحشم میدهید بیکار بودی که  وقت عزیزمان را گرفتی.

ولی این مملکت داری مجازی یک چیزهای یاد آدم میدهد باید صبور باشی تا ذخایرت خالیست نمی توانی دست به ساخت و ساز بزنی، باید مرحله به مرحله پیش بروی. مجبوری همه جا را هماهنگ بسازی نمی شود بروی یک راست کاخ بسازی باید از زیر ساختها شروع کنی از معدن و مزرعه و آهنگری در جامعه خودمان می شود معدن و صنعت و کشاورزی بعد آرام آرام جمعیت را افزایش دهی به مرحله ای برسی که بتوانی به همه خدماتی مثل درمانگاه بدهی. کلی این قلمرو سازی به آدم تجربه می دهد. آدم باید در بازی هم چیزهای جدی را ببیند و در چیزهای جدی دنبال بازی بگردد تا زندگی سخت نگذرد.