چند روز نبودم برای همین مجبورم جور چند روز رو بکشم. این پستم در جواب پست دوست عزیزم بتی در بابادک خیال من نوشته شده: 

بتی جون نوشته بودی من از چیزهای جدید خوشم میاد، من هم از چیزهای جدید خوشم میاد یادم نمیره چقدر از صدای خش خش پول نو که واسه عید می گرفتم لذت می بردم چقدر از لباس نو و کفش نو و کیف نو و هر چیز نو خوشم می اومد و میاد  اما با نظرت موافق نیستم چیزهای کهنه بی ارزش نیستند و دوست ندارم بیاندازمشون دور. بله چیزی که خرابه و به درد نمی خوره اره بی ارزشه، اما همه چیزهای قدیمی اینطوری نیستند.
بتی جون من با تو درباره موزه موافق نیستم نظرت برام محترمه ولی چشم من از دیدن موزه سیر نمیشه دوست دارم همه اون سکه های قدیمی رو ببینم می تونم توی یه اتاق یه موزه ساعتها وقت صرف کنم قبول دارم موزه های ما اشیا رو به شکل فجیعی نگهداری می کنند اما همون اشیا درسهای بزرگی رو به ما میده. 
اما از این جمله ات خیلی خوشم اومد گفتی ما درسهای تاریخمون رو زمانیکه باید نخوندیم. حق با تو بود ما اگه درسهای تاریخمون رو خوب می خوندیم حالا وضع ما این نبود راست میگی وقتی به بچه کلاس چهارم درباره آشور و بابل و سومر میگین چی می خواد یاد بگیره؟ برات در قسمت نظر نوشتم که تاریخ یه چیز مفیده اما متاسفانه ما اون رو جدی نگرفتیم یا به ما جدی آموزش ندادند یا می خواستند ما اون رو جدی نگیریم و در خواب غفلت بمونیم تا فکر کنیم تاریخ یه مشت رفت و آمد پاشاهان بوده که مردم نقشی در اون نداشتند برعکس چیزی که باید یاد می گرفتیم.
من هم بتی جون با تو موافقم باید به جلو نگاه کرد مگه آینده نیست ونابود شده که آدم به گذشته بیاندیشه و حسرت روزهای از دست رفته رو بخوره. من موافق گذشته پرستی نیستم اما ذاتاً آدم خاطره بازی هستم برهم زدن ذهنم و در آوردن خاطراتم از پستوی روزگار گه گاه درس می گیرم همون حرفی که گفتی خمیره آدمی رفته رفته شکل می گیره و کامل میشه با مرور خاطراتم حس می کنم می بینم که از گذشته تا حال خیلی عوض شدم و خیلی چیزها عوض شده. حال بی گذشته آینده درستی رو به نظر من به ارمغان نمیاره منظورم اینه که گذشته رو نمیشه انکار کرد.
بتی جان گفتی که زیاد در خاطرات گذشته غرق شدم انکار نمی کنم که در وبلاگم این کار رو کردم چون تاسیس اون به بهانه ورق زدن خاطرات گذشته بود. سعی می کنم این کار کم کنم ولی یه چیزی رو بگم من ذات خاطره بازی رو دارم.
بتی جون باز هم من با توموافقم آینده روزهای بهتری واسه ما داره نه لزوماً اتفاق خوبی بیفته بلکه فرصتی داریم که بهتر رقم بزنیمش.
پی نوشت: بتول جون در جواب پانوشتت کی فکر کرد بی معرفتی و فراموشش کردی هر کی فکر کرد با من طرفه .
در انتها باید حرف درستت رو تایید کنم نباید بگیم چه روزگار خوبی باهم داشتیم باید بگیم هر کجا هستی امیدوارم خاطرات خوبی برات رقم بخوره. بتی جون من هم ترو دوست دارم و امیدوارم دوباره ببینم تا باز با هم  خاطره داشته باشیم.