می دونید من اصلا فیمنیست نیستم به مرد سالاری یا زن سالاری هم اعتقاد ندارم. دوست ندارم بحث برتری زن و مرد راه بیندازم اما گاهی اوقات بعضی چیزهایی آدم می شنود که شاخ آدم در میایید و آنقدر آدم دردش می گیرد که مجبور می شود یه حرفی بزند. قبل از شروع به  بحث باید قبول کنیم در جامعه ما حقوق زیادی از زنان نادیده گرفته شده است همیشه دلیل این نادیده گرفتن حقوق را زنان جامعه دانسته ام آن هم زنانی که نادانسته یا دانسته زیر پا گذاشتن حقوق زنان را توجیه می کنند. این حرف را زدم تا بگویم آقاجان یکی در بلاد فرنگ از جماعت نسوان حرفی زده که من خجالت می کشم بگویم هموطن من و هم جنس من است، بد تر از همه زن سفیر مملکتم است.
ماجرا چیست خانم سفیر به مناسبت هفته زن در رادیو دعوت می شود و آنقدر گوهر فشانی می کنند که خبرنگار بدبخت شاخش در می آید. برای اینکه حفظ امانت کرده باشم عین مکالمات ایشان و خبرنگار را از سایت سحام نیوز می آورم.
خبرنگار : مایلم در مورد خواسته های زنان ایرانی صحبت کنیم، شنیده ام که خانم شیرین عبادی برنده جایزه نوبل حقوق بشر برای تساوی حقوق زن و مرد در برابر قانون مبارزه میکند ……
همسر سفیر : من قبل از اینکه توضیح بدم، اینهم باز از اون چیزهائیه که متاسفانه، متاسفانه باید بگویم که این جایزه بعضی اوقات به کسانی داده میشود که لیاقتش را ندارند. من فکر میکنم خانمها عاطفی تر هستند. به نظرم میتواند به فرم بدنی آنها هم ارتباط داشته باشد. میدانید که زنها چگونه مادر میشوند؟ برای اینکه در سر زنها غده ای وجود دارد که مختص زنان است، چه در انسان و چه در حیوان. این بخش از سر زنان است که محرک اصلی حساسیت زنان است. بخاطر اینکه زنها خیلی عاطفی هستند خیلی دلسوز هستند خیلی مهربان هستند ممکنه که اون زمانی که میخواهند شهادت بدهند اون عواطفشون مانع این کار بشه و نتوانند درست تصمیم بگیرند ……
خبرنگار : خود شما به نظر نمیاد که احساساتتان باعث لغزش در تصمیماتتان بشود و شما را بسیار مصمم میبینم، من در ایران برعکس آنچیزی را که میگوئید دیده ام. بعضی اوقات زنان ایرانی را با افکاری بسیار روشن تر از مردان و بسیار باهوشتر از مردان ایرانی دیده ام ………
همسر سفیر : این درسته، این نظر شماست ولی این واقعیته! ما اون غده در سرمان هست، هرچقدر هم اقتدار داشته باشیم، آن موقع حساس، باز اون عواطف ما نمیذاره، باز جلوی ما را میگیره!
من که فکر نمی کنم در سرم از آن غده های که ایشان می فرمایند وجود دارد که جلوی تصمیم گیریم را بگیرد اگر ایشان از آن غده ها دارند یک مراجعه به پزشک کنند تا ایشان را به عنوان ناقص الخلقه  به موزه علوم تحویل دهند. اگر می خواهید سمتهای حساسی مانند قضاوت را به زنان نسپارید لطف کنید ارجیف نبافید مرد باشید بگویید ما به زنان حق قضاوت کردن نمی دهیم دلمان می خواهد زورمان می رسد نه دیگر برای خودمان هر چیزی به دهنمان می آید بگوییم وجود این غده فوق الذکر را با یک اسکن از سر می توان رد کرد. پس لطف کنید کشکی برای خودتان حرف نزنید. اگر به آدمهای نیاز دارید برای قضاوت که یک شبه بتواند حکم اعدام چندین تن را به راحتی صادر کند و ککش هم نگزد  آنهایی که اعدام شده اند مجرم بوده اند یا نه و اگر مجرم بوده اند جرمشان با مجازت سنخیتی دارد یا نه! ما زنها نیستیم اصلا هم نمی خواهیم در چنین جایگاهی بنشینیم. اگر قضاوت را با سنگدلی اشتباه گرفته اید حاضریم هیچ کداممان قاضی نشویم و بگویم غده مذکور در سرمان غوغا می کند. 
مشکلم با این گفته ها در یک نکته است که این گفته های یک زن است و گرنه مرد بود به هیچ می پنداشتم وقتی در جامعه ما زنی اینگونه فکر می کند باید خوشحال باشیم که زنان جامعه ما این وضع را دارند چون وقتی از درون جامعه زنان با معضلی چون خانوم سفیر بر خورد می کنیم چه انتظاری از مردان جامعه داریم که از حقوق ما دفاع کنند و حقوق خودشان که توسط قانون به رسمیت شناخته شده را محدود کنند.
این صحبت و قانون حمایت از خانواده در یک راستا قرار دارد و بد بختی جامعه ما این است که زنانی که در جامعه به عنوان نماینده گان ما هستند  دیدگاهشان زن ستیزانه است.
پی نوشت: خدایا به خانوم سفیر سلامتی و به بقیه هر چیزی که صلاح می دانی عطا کن آمین!
پی نوشت: دوستی امروزاس ام اس زد و روز دختر رو تبریک گفت مثل اینکه امروز روز دختره!