چند مدتی است که از گوگل ریدر استفاده می کنم. استفاده از آن  موجب شده است وبلاگهای بیشتری را مطالعه کنم. بیشتر مواقع پستهای جالب وبلاگها را می خوانم حتی می روم نظرات زیر آن پست را می خوانم ولی کم پیش می آید بروم نظر بگذارم تازگیها نظر گذاشتنم بیشتر شده در واقع من زیر پست دوستان خاصی نظر می گذارم نمی دانم چرا اینرسی نظر گذاشتنم زیاد است ولی وقتی پستهای زیادی از کسی را خواندم و توانستم فضای که در آن زندگی می کند را درک کنم شروع می کنم به نظر گذاشتن. بگذریم از دوستان قدیمی ام که از قبل می شناختم یعنی دوستان فضای حقیقی من هم هستند که از اول نظرم را پای پستهایشان گذاشتم  اما وبلاگهای که در حال حاضر امکان ندارد هیچ پستی از آنها را از دست بدهم و اگر خواندم زیر پستشان نظر می گذارم و  دوستان دنیای مجازی من محسوب می شوند بی برو و برگشت این اتفاق برایشان افتاده یعنی بارها و بارها به وبلاگشان رفته ام ولی هیچ اثری از من پای پستشان یافت نشد.
این حرفها را زدم تا بگویم پریروز اولین باری بود که زیر پست وبلاگ خارخاسک هفت دنده نظر گذاشتم داشته باشید اولین بار. دیشب آخر وقت دیدم پست جدیدی در وبلاگ خارخاسک هفت دنده است. رفتم دیدم ایشون مثل همه وبلاگ نویسها از یک دزد پستهای  وبلاگشان گلایه می کننند رفتم به وبلاگ مورد نظر اول متوجه دزدی نشدم نوشتم که آدرس پستها مشابه رو بده. خارخاسک جان هم در پی نوشت  من رو مخاطب قرارداد و آدرس پستها رو ذکر کرد. 
خدایش من در حیرت ماندم چطور کسی می تواند خاطرات یکی را بدزد و به جای خاطره خودش جا بزند من دزدی همه چیز دیده بودم پول و مال و ناموس و رای و... . آقا این دیگه نوبرش بود خاطره دزدی. 
دیشب خوابیدم، صبح که بیدار شدم  دیدم آمار باز دید کننده وبلاگم به صورت نجومی افزایش پیدا کرده حداکثر بازدید وبلاگم به  سوم تیرماه برمیگشت با 157 نفر. اما همین صبح زود  آمار  120 نفر را نشان می داد. قبول دارم من هرگز به دنبال آمار بازدید کننده نبودم اما نیم نگاهی به آمار دارم هر چه باشد رشته ام ریاضی است و از عدد و آمار خوشم می آید وهمچنین بدم نمی آید باز دید کننده هایم را بشناسم برای همین خبر باز دید کننده هایم را دارم. این رشد فزاینده من را متعجب کرد اما جای تعجب نداشت همه باز دید کننده ها از وبلاگ دوست مان خارخاسک به وبلاگم مراجعه کرده بودند. این مراجعه نشان می دهد که وبلاگ دوستمان خارخاسک به جز اینکه مورد توجه خودم قرار گرفته مورد توجه بسیاری از دوستان است. 
حالا دلیل دزدی پستها را درک می کنم. این وبلاگ نویس، ایشان که چیز  نمی نویسد بجز کپی کردن و اضافه کردن شکلکهای مسخره کار خاصی نکرده اند پس بهتر است بگویم این شخص می خواست مورد توجه باشد او به راز مورد توجه بودن وبلاگ دوستمان خارخاسک پی برده بود برای همین  پستهای از وبلاگشان را کپی می کند. با این کار می تواند یک عده را دور خودش جمع کند. واقعاً دروغ گفتن اون هم اینقدر سخیف ارزشش را دارد، یعنی ایشون نمی تونن از خاطرات خودشون و از روزمرگی خودشون چیزی بنویسند. خب اگه نمی تونن ننویسند. واقعاً چطور می تونه خاطره کس دیگه رو کپی کنه؟
شاید بازدیداز وبلاگم به اندازه وبلاگ خارخاسک جون نباشه. شاید به اندازه وبلاگ اون دوست کپی کار هم نباشه اما اگر دوستان مجازی دارم به خاطر خودم می آیند وبلاگم را می خواند نه به خاطر دست نوشته های دیگری. من به این افتخار می کنم که به داشته هایم قانعم و دستی بر مال کسی دراز نمی کنم. به امید روزی که هرکس به داشته های خود افتخار کند و دستی بر مال کسی نداشته باشد.
پی نوشت: بعد از ارسال این پست به این نتیجه رسیدم که خیلی از آدمها مثل من هستند و زیر هر پستی کامنت نمی گذارند.