چند وقتیست دوباره به کارخانه سر می زنم و دارم پروژهشان را راه می اندازم تا روی زمین نماند شاید از این کارم پولی عایدم نمی شود ولی از اینکه می روم حس خوبی دارم شاید هر دوهفته یک روزم را در خدمت کارخانه ام ولی همین رفتن موجب می شود از دوستانی که در آنجا یافته ام دور نشوم دیشب قرار شد برویم دست جمعی شام بیرون. از این سر سازگاری نداشتن آدمها که یکی می گوید من نمی توانم بیام آن یکی مشکلاتش را علم می کند این یکی سرما می خورد خوشم نمی آید با این که ساز مخالفت زده شد ولی سر انجام همه جمع شدیم همه که درست نیست بهتر است بگویم من و مریم و مرضیه با پنج تا از بر و بچ کارخانه. دیشب شب خوبی بود خوردیم گفتیم و خندیدیم پنجاه درصد بچه ها  پیتزا یونانی سفارش داده بودند دریابید تنوع غذایی را!
زندگی این است لحظاتی شاد برای زیستن لحظاتی که بخندی لذت ببری از چیزی که داری به نام زمان. شاید ازحساب ما دقیقه ها و ساعتها و روزها خرج می شود ولی چه خوب است این زمان برای دوستیها و دوست داشتنها و دوست داشته شدنها خرج شود. برایتان بهترین لحظات را آرزو می کنم آرزوی دوست داشتن و دوست داشته شدن را.