من دوباره اشتباه می کنم
راه می روم راه اشتباه می روم
تو نگاه می کنی اشتباه می کنی
من سکوت می کنم 
تو سکوت می کنی
این سکوت تو اشتباه من!

اشتباه ناگزیر من
در میان حرفهای ساکتت آب می شود

من دوباره می روم
بغض خسته ای شکسته است
تو نگاه می کنی اشتباه را!
من میان قاب پنجره دور می شوم
می روم می روم
از نگاه پنجره دور می شوم


من نشسته ام
کنار خستگی روزهای رفته ام
با لباس راه راه 
منتظر به ساعتی که 
درمیان راه خواب رفته است.
راستی حرف آخرم برای تو:
"من اشتباه نکرده ام"