دیروز رفته بودم عروسی همکارم. بنده خدا خودش زحمت کشیده بود کارت اورده بوده خونه و من احساس وظیفه کردم که حتما عروسیش برم. راستش یه چیز عروسیش آزارم داد همه چیز عروسیش خوب سر جاش بود به جز یه چیزی اون هم اسمش شادیه. یه تالار خوب و تمیز و شیک بود ماشین عروس شاسی بلند لباس عروس بسیار قشنگ و عروس زیبا و آراسته و خوش خلق. اما وقتی وارد شدیم به جز یک اهنگ لایت ارام چیزی شنیده نمی شد و عروس تنها بر صدر مجلس نشانده شده بود. مراسم عروسی از مراسم ولیمه شادی کمتری رو در خودش جا داده بود. مجلس با اینکه زنانه بود ولی زنانی با چادرهای مجلسی گران قیمت در آن بسیار رویت می شدند. همه بر روی صندلیها نشسته بودن و سرگرم صحبت کردن ای کاش یک نفر را می آوردند جک تعریف می کرد یا یک راست همه را می بردند بر مجلس شام.

پی نوشت1: من ادم بزن و برقصی نیستم واقعیت اینه بلد نیستم. مجلسهای مختلط هم برایم همیشه سخت تر از مجلسهای جدا از همه زیرا لباسهای که دوست دارم بپوشم به گزینه های محدودی بسنده میشن چون مجبورم لباسهای پوشیده رو انتخاب کنم. خب با توجه به این به نظرم حذف رقص و دست و اهنگ از عروسی کار درستی نیست چون با حذف اینها باب غیبت باز میشه دو سه ساعت ادمها کنار هم بشین چی کار کنند. بعد اگه روز عروسی عروس و داماد کنار هم نباشند کی کنار دست هم بشینند.

پی نوشت2: خواهرم همکاری دارد که حوزه رفته همسرش هم روحانیست. جمله قشنگی گفته به همسرش گفته شما میگید جاز و موسیقی بده باشه بد ولی چی به جاش جایگزین معرفی میکنید تا جوان سمت اون بره سمت این نره.