در این گونه میهمانی ها میهمان قدری بعد از غروب آفتاب وارد منزل میزبان می شوند. کفش های خود را بیرون آورده و در اطاق از طرف میزبان و اطرافیان ذکور او پذیرفته می شوند (چون در ایران زنها در میهمانی های مردان شرکت نمی نمایند.)
بعد شروع به نوشیدن شربت می کنند و در فواصل آن آجیل را که عبارت از پسته و بادام و فندق تفت داده است، می خورند و قلیان می کشند. در ضمن، ظرف های کباب به مجلس آورده می شود. کباب عبارتست از گوشت گوسفند که به سیخ می کشند و روی آتش ذغال می پزند و بعد لای نان های موسوم به نان سنگک می گذارند و میهمانان گوشت را با نان مزبور تناول می کنند. خاصیت کباب این است که هم اشتها آور است و هم قدری جلو گرسنگی میهمانان را می گیرد.


 ... وقتی که میزبان متوجه شد که تفریح و نوشیدن شربت به قدر کافی ادامه داشته، دستور اوردن شام را می دهد و سفره شام در همان اطاق و یا در اطاق دیگر چیده می شود.
تا انسان این سفره های شام را نبیند نمی تواند متوجه شود که چقدر با شکوه و اشتها آور است و با شکوه ترین میزهای شام ما در اروپا نمی تواند با سفره ایرانی ها نه از حیث زیبائی و نه از لحاظ تنوع غذاها برابری نماید.
کوچکی و بزرگی سفره بسته به کمی یا زیادی شماره میهمانان می باشد و عموما طول آن هیجده فوت و عرض آن نه فوت است ولی وقتی شماره میهمان ها زیاد باشد طول سفره به سی فوت هم ممکن است برسد.
در اطراف سفره نان هائی که طول آن بیش از عرض باشد می چینند به طوری که نان ها مانند یک حاشیه پهن سفره را احاطه می نماید. باید دانست که نان های ایرانی اعم از نان سنگک ( که روی سنگریزه های گداخته پخته می شود) و نان تافتون که در تنور سفالین پخته می شود و نان لواش که نان نازکی است و در تنور سفالین طبخ می گردد همه بیش و کم پهن و نازک است.
آنگاه انواع اغذیه را که در درجه اول پلو و چلو است روی سفره می گذارند و انواع خورش ها را نیز روی سفره جا می دهند.
پلو و چلو هر دو با برنج طبخ شده است منتهی چلو جز برنج چیزی نیست اما پلو همواره با چیزهای دیگر مخصوصا انواع سبزی ها توام است. دیگر اینکه پلو را می توان به تنهائی خورد زیرا سبزی و گوشت دارد ولی برای خوردن چلو حتما باید روی آن سوس ( خورش) ریخت.
علاوه بر ظروف بزرگ پلو و چلو مقداری ظروف پر از خورش های مختلف روی سفره می گذارند. و نیز انواع سوپ ها و آش ها و سبزی های خام و پنیر ( موسوم به پنیر سبزی) و ظروف غذا های شیرین که دسر بعد از غذاست و ظروف میوه و مخصوصا خربوزه ( در غیر از فصول زمستان و بهار) روی سفره قرار می گیرد.
خورش ها بر خلاف سوس های اروپائی تمام گوشت گوسفند و یا مرغ دارد و ایرانی ها خورش را بدون گوشت طبخ نمی کنند. بعضی از خورش ها به نام قیمه فسنجان مرغ ترش و فرمه سبزی بسیار لذیذ است مشروط بر اینکه آشپزهای ماهر آنها را پخته باشند.
باید متوجه بود که ایرانی ها تا وقتی که تمام غذا ها روی سفره قرار نگیرد شروع به صرف غذا نمی کنند و نیز باید توجه داشت که چیدن غذا ها و شربت ها روی سفره فن مخصوصی است که از هر کس ساخته نمی باشد و ایرانی ها ان را به نام چیدن سفره می خوانند. در گذشته بعضی از رجال ایران چون می توانسته اند سفره را خوب بچینند ترقی کردند و به مقامات عالی رسیدند.
اساس فن سفره چیدن این است که هریک از میمهانان به هر نوع غذایی که در سفره هست دسترسی داشته باشند. چون در ایران رسم گردش دادن غذا اطراف سفره نظیر گرداندن غذا در اطراف میز در اروپا مرسوم نیست و هر کس باید خود غذایی را که مایل است انتخاب کند و بخورد. وقتی که سفره چیده میزبان میهمانان را دعوت به خوردن می کند.


... شربت هایی که در سر سفره صرف می شود عبارت است از انواع شربت ها و دوغ ها که همه در کاسه های بزرگ می ریزند. در هر کاسه یک یا چند قاشق شربت خوری می گذارند. قاشق های مزبور از چوب معطری ساخته می شود و ظرفیت قاشق به اندازه یک فنجان بزرگ است. قاشق ها را به طرزی زیبا کنده کاری و منبت و گاهی خاتم کاری می کنند.

یک سال در میان ایرانیان ، ادوارد براون، مترجم ذبیح الله منصوری

پی نوشت1: من خیلی دوست دارم من رو به یک شام ایرانی دعوت کنند.