امروز عصر موبایلم زنگ زد گوشی را برداشتم موقع امتحانات است و احتمال دادم التماس دعا باشد همکارهای آموزش هم دست رد به سینه کسی نمی زنند و وساطت همه را می کنند، ولی این بار فرق می کرد. 
آقای ج.  پشت خط بود می خواست وساطت کند وساطت دانشجویی را که بیماری سرطان خون دارد واقعاً وقتی گفت یخ زدم. فکر نکنید از آن دورغهای دانشجویی است اولا نمی گویم آقای ج. وساطت نمی کند ولی دروغ به این بزرگی نمی گوید بعد اولیا این دانشجو امده اند و درباره بیماریش با او صحبت کرده اند. اگر دانشجویم دروغ گفته باشد چون ترم اولی است باید تا ترم اخر بار این دروغ را بکشد.
ترجیح می دهم گوشهای مخملی داشته باشم تا حقیقتا او به بیماری گرفتار باشد. هنوز برگه ها را تصحیح نکرده ام ولی فکر می کنم اگر به او کمک کنم حق کسی را نخورده ام فقط دلی را شاد کرده ام.