1- دیروز و پریروز گلهای محل کار خواهرم رو آوردم به خونه امون. دوبار مجبور شدم برم و بیام با اینکه کل ماشین رو از گل پر کرده بودم اینقدر گل زیاد بود.

فکر می کنم گل روح ادم رو تازه می کنه ادم رو از رخوت دور می کنه و از اون شادی های کوچیکه که نباید ادم از خودش دریغ کنه.

2- دیروز موقعی که میرفتم دانشگاه یه آهنگ تو ماشین گوش می کردم که خواننده اش شهرام شکوهیه. شهرام شکوهی  خواننده ای که خواهرم اصلا صداش رو دوست نداره و تا اهنگش شروع میشه میزنه جلو. دیروز چون تنها بودم به ترانه هاش گوش می کردم من هم صداش رو دوست ندارم ولی یه ترانه اش به دلم نشست بعد پیش خودم گفتم چه عالی بود یکی این ترانه رو برای ادم می خوند یعنی مخاطب خاصش بودی یا ادم این ترانه رو برای کسی می خوند منظورم اینه مخاطب خاصی مد نظر آدم بود. در هر دو صورت خیلی عالی بود.

حالا شب اومدم خونه هر چی فکر می کنم حتی یه کلمه از این ترانه یادم نمیاد خیلی دیشب سرچ کردم ولی باز هم پیدا نکردم. 

پی نوشت: مخاطب خاص که نداریم هیچی ترانه های مخاطب خاصی هم یادمون نمی مونهقهقهه