من به این شعر اعتقاد خاصی دارم

رفتن، گزند دارد
اما
ماندن...
ماندن،
چون آبگیرِ راکد در ظل آفتاب
آبِ زلآل همتای اشک را
در یک درنگ
می سازد
گندابِ گندِ گ ن د

به نظرم ادم نباید سر جاش بمونه حتی اگه جلو رفتن خطر داشته باشه چون حرکت و جلو رفتن با گزندهاش بهتر از درجا زدن و گنداب شدنه منظورم اینه باید تصمیم بگیره خطرهای راه زندگی رو بپذیره مهم نیست که شکست بخوره بلکه مهم اینه جلو بره. نظرم این نیست که به هر قیمتی آدم جلو بره و دقیقا برعکس منظورم از ترس شکست سر جاش نمونه.

پی نوشت: نظر شما در این مورد چیه دوست دارم نظرتون رو بدونم.