امروز رفتیم به سراغ آشپزخانه. بهار دارد می اید و باید گرد و غبار هر چیز را زدود و همه چیز را تمیز کرد و من تمام صبح را در حال شستن بودم هر چیزی را که قابل شستن بود می شستم حتی ظروفی که می خواستیم ببخشیم.

وقتی می شستم خیلی از وسایل اشپزخانه با شستن رنگ نو می گرفتن و آماده استفاده دوباره بودن چقدر خوب بود همه ما با یک غوطه وری در اب می تونستیم گرد و غبار زمان را می زودیم و از نو شروع می کردیم مثل یک رستارت برای ما این شستن بود. درست است که اشیا شکسته را نمی شود با شستن ترمیم و نو کرد مثل این است که قطعه ای از کامپیوتر سوخته و دیگر نمی شود با یک کلید رستارت آن را مجدد روشن کرد. اما بسیاری از ظرف و ظروف اینگونه نیستن.

به سال نو چیزی نمانده است خیلی از ما می توانیم با یک شستشوی کوچیک در نگاه ما در سال جدید نو بشیم و می توانیم دوباره شروع کنیم بیاییم سعی کنیم به مرحله ای نرسیدم  که مثل یه چینی شکسته بشیم که با بند زدن هم نشه درست بشیم الان که وقت داریم به فکر شستشو دیدگاه های غلطمون باشیم.

داشته نوشت 10: یکی از داشته های ساه ای که دارم اینه با آرامش می خوابم.