امروز رفتم بانک آخرین قسط یک از وامهام  رو  پرداخت کردم قبل من یه زن و شوهر جوون اومده بودن دفترچه وام  ازدواجشون را بگیرن و اولین روز دریافت وامشون بود. جالب بود وام من تموم شده بود وام اونها شروع شد. مثل اینکه یه باری از رو دوشهام برداشته شد. راستی خیلی زود گذشت مثل اینکه همین دیروز بود وام گرفتم.

پی نوشت: به استاد زنگ زدم گفت ده روز دیگه تماس بگیرم هنوز فرصت نکرده پروپوزال رو مطالعه کنه. 

داشته نوشت6: اونقدر درامد دارم که بتونم بعضی خرجهای که دلم می خواد رو بکنم و حتی به پشتوانه آن وام بگیرم.