یعنی دو تا دانشجو عجیب و غریب چند روزه دارن با پاشنه بلند رو اعصابم راه میرن. احتمالا باید این بار یه سری به ریاست بزنم تا بگم چه اتفاقی افتاده و این دو دانشجو که سن و سالی ازشان کذشته اصلا در امتحان شرکت نکردن و برای همین منظور من برایشان غیبت رد کردم من نمره زیر ده بهشان ندادم من حق مسلمشان یعنی غیبت را برایشان رد کرده امو این رفت و آمدها بی موردشان بی فایده است به نظر من.

بگذریم در حق یک نفر هم اشتباه کردم و نمره اش را رد نکرده ام. فکر کنم ترم بعد نمره اش را مجبورآ ثبت کنند. اشتباه بدی بود.

درخواست تجدید نظر در نمره دانشجویی نیز انجام دادم تا مشروط نشود تا کمک خیر خواهانه حامی مالیش برای تحصیل را از دست ندهد.


راستی چند روز پیش زیر دوش که بودم داشتم به یکی از بستگان فکر می کردم که در بیمارستان بستری است و من با مامان به عیادتش رفتم و در همان زیر دوش به ذهنم رسید چه داشته های باارزشی داریم که قدر نمی دانیم یکی همین با تن سلامت زیر دوش ایستادنه. تصمیم گرفتم اگه پستی بزارم زیرش از داشته هام بگم داشته های ساده که نمی بینیم.

داشته نوشت1: اونقدر سالم و سرحالم که با پای خودم میرم زیر دوش.