از روزی که رفتم تهران  بیش و کم در مورد موضوعی که استاد داد کار کردم هفته پیش استاد به همکلاسیهام گفته بود که بیان تهران ولی به من نگفته بود به دوستانم گفتم که به استاد بگید من کی بیام که استاد شماره ام رو گرفت و زنگ نزد تا دوشنبه برای مشکلی که تو سایت ثبت نام پیش اومد زنگ زدم به دوستی دوستم گفت استاد قول راهنمایی در پایان نامه رو به یکی دیگه هم داده خب کمی پریشون شدم ولی دل به دریا زدم و شماره جدید استاد رو از دوستانم گرفتم و زنگ زدم جواب داد و گفت کجایی چرا پیدات نیست من هم زبان دراز گفتم که شماره قبلیتون رو داشتم و برای همین تماس نگرفتم گفت پروپوزال رو بنویس برام بفرستم من هم چون خوب مطالعه کرده بودم فورا دست به کار شدم و تا ساعت 8 غروب سه شنبه آماده کردم و فرستادم. به استادم زنگ زدم گفت جوابتون رو دادم من رو می بینی گفتم استاد من همین الان فرستادم گفت نه ایمیلی از شما دیروز دریافت کردم و جواب هم دادم گفتم استاد دیروز من چیزی نفرستادم گفت باشه حالا دوباره نگاه می کنم.ساعت ده دیدم جواب داد که بعد از اصلاح دوباره می فرستم تا بعد اصلاح بیای امضا رو بگیری از من بفرستی برای شورا.

پی نوشت: خدا رو شکر یه مرحله جلوتر رفتم.

تیتر نوشت: نمی دونم چندمین خوان رو طی کردم و خوان بعدی کدومه ولی می دونم یه خوان دیگه هم داره طی میشه. فکر کنم روزی که دفاع کرده باشم رستم برای خودم شدم.