امروز اول صبح با مرضیه رفتم پارچه پالتویی بخره برای کلاس خیاطیش بعد هم من رفتم کلاس استاد شیرینی هم خریدم تا استاد دعوام نکنه واسه این همه نیومدن و تاخیرم خدا رو شکر استاد به قدر کافی سوژه داشت که به من کار نداشته باشه و دعوام نکنه. امروز نه مریم اومده بود و نه لاله و کلاس اون صفای همیشگی رو نداشت. جاشون خالی بود حسابی من هم زود اومدم چون قرار بود امروز لوله کش داشته باشیم . 

وقتی رسیدم خونه دیدم دو تا بسته پستی دارم یعنی واقعا دیدن بسته پستی اون هم بدونی کادوه و هم بدونی یکی از اون بسته ها رو دوستی برات فرستاده که هر گز ندیدی و در دنیای مجازی باهاش اشنا شدی کلی لبخند به لب ادم میاره بعد بسته رو باز کنی و ببینی توش دوتا کتابه که دوستشون داری خیلی لذتبخش تره. گلبرگ جونم دستت درد نکنه خیلی شرمنده ام کردی. فهیمه هم من رو چوب کاری کرد و یه ایینه بسیار زیبا برام پست کرده بود.

پی نوشت1: راستش نبودنم دلیلیش این بود یکشنبه بعد از کلاسم رفتم کاموا خریدم تا شب کلاه خودم رو بافتم ولی اشتباه در کلفتی کاموا موجب شد که کلاهم خیلی بزرگ بشه بنابر مدلی که بافتم فردا همون مدل رو برای خواهرم بافتم اما با کاموا نازکتر خیلی خوب شد البته خودش هم کمکم کرد از طرف دیگه مهمون هم داشتیم مال اون امروز تموم کردم و بعد کلاهش تصمیم گرفتم کلاهم رو باز کنم و یه مدل دیگه ببافم تا اندازه سرم باشه الان هر دو کلاه اماده و قابل استفاده است. برای همینه این چند روز نبودم در واقع درحال بافت دو عدد کلاه بودم.

پی نوشت 2: راستی امروز زهرا برام اس داده تولدت مبارک می دونم اذر ماهی هستی گفتم نه عزیزم ابانیم ولی همین که  یادت بوده که من متولد شدم ازت ممنونم.  راستی ظنم به این میره شاید من امروز متولد شدم که همه دوستان امروز به من تبریک گفتن و کادو دادن.