مریض احوالم دیروز با حال بدم درگیر همسایه پیر بی منطقمان بودم که رفته بود با لوله کشی که تعمیر پمپمان را انجام داده بود دعوا کرده بود.

یعنی شما به جای من بودید چه می کردید لوله کش امده من امدم پایین تا به لوله کش بگویم که همسایه طبقه دومی می گویید که پمپ هر از چند گاهی کار می کند. لوله کش گفت اب ها طبقات را ببندید من هم رفتم زنگ طبقات را زدم دیدم زودتر این همسایه مان  امده پایین و گلاویز شده با لوله کش که تو بار قبل امده ای تعمیر نکردی. شروع کرد به حرفهای بی ربط زدن که از اینکه من ادم منظمی هستم و اینجا رو پاک میکنم دوماه هست که پمپ مشکل داره خب لوله کش چی کار کنه که چهار روز می دونه. اینقدر حرف زد از هر دری که من نفهمیدم چی رو به چی ربط داد من و همسایه دیگرمان هم هنگ کرده بودیم  اخرش به این نتیجه لوله کش رساندش شاید نشت از طبقات باشد که خودش گفت من دستشویی فرنگی هم نشت دارد و دست لوله کش را کشید برد طبقه خودش.

اخرش متوجه شدم که توالت فرنگیش مشکل داشت به جز ان یه قطعه دیگه هم کنار پمپ مشکل دارد. حالا خوبه همین طبقه دومی یکسال هست که شارژ ماهیانه آپارتمان را پرداخت نمی کنه چون رفته یه نفر برای تعمیر سقف اورده بعد بهش کار نکرده پول داده و طرف رفته که رفته و کل ساختمان مجبور شدیم جور اشتباه ایشان را بکشیم. بعد همین اقا با این اشتباه کلی دستورات دارد.

من مانده ام با فرهنگ اپارتمان نشینی و زندگی جمعی چه کار کنم واقعا دلم یک خانه ویلایی می خواهد تا بی دغدغه همسایه زندگی کنم.

عیدتون مبارک