از سفر برگشتم جاتون خالی سفر خوبی بود چشمم اینقدر جاهای بکر و زیبا دید که کیف کرد. سفرمون این بار بیشتر در ارتفاعات گذشت از راه پشت سد منجیل رفتیم طارم و از اونجا رفتیم زنجان مقصد نهاییمون قزوین بود برای همین از بزرگراه برگشتیم قزوین.  روز اولمون در ارتفاعات طارم گذشت طارم زیبا بود و پر از دشتهای پر گل. عسل تازه گرفتیم که من شکمو همونجا نون در اوردم چند لقمه ای زدم تا استانداردش بکنم و بگم کیفیتش چطوره که کیفیتش تایید شد.

روز دوم  مقصدمون طالقان بود گوگل مپ نگفته بود که مسیری که می خوایم بریم پشت سد طالقان یه مسیر پیچ پیچ و فوق العاده زیباست ما از راهی که بقیه میرن نرفتیم اما جاهای رو دیدیم که خیلی زیبا و بکر بود. یه بدشانسی اوردم وقتی می خواستم از گیلاسهای درخت یه ویلا عکس بگیرم پام جوی اب رو ندید و با کله افتادم توش و بازوم خورد به باغچه پشت دیوار اون ویلا هنوز هم بازوم کبوده شانس اوردم دستم بالای سرم بود و چانه ام نخورد به سنگها. فکر کن یه بلایی اون بالای کوه سرم می اومد.

طالقان زیبا بود پر از خوردنیهای خوشمزه مثل گیلاس و ماست و پنیر و دوغ.

روز سوم تا وسایل جمع کنیم یازده و نیم شده بود تصمیم قطعی نگرفتیم بریم الموت یا خود قزوین رو بگردیم تصمیم شد بریم قزوین رو بگردیم قزوین گردیمون زود تموم شد چون خود قزوین برامون جذابیتی نداشت توی یه پارکش ناهار خوردیم راهی الموت شدیم جاده پر شیب و زیبایی بود وقتی رسیدیم رجایی دشت تا بنزین بزنیم متوجه شدیم ماشین ترمز نمیگیره مشکلش این بود ترمز ها داغ کرده بودن مجبور شدیم صبر کنیم همین موقع باد اومد و هوا بد شد. بعد از اینکه ترمزها خنک شد حرکت کردیم  و سریع به قزوین برگشتم تصمیم این شد برگردیم خونه.

موقع برگشت تو راه قزوین به لوشان موقعی که اتوبوسی از ما سبقت می گرفت زد به اینه بغل در رفت شانس اوردیم فقط اینه رفت و سمت چپ ماشین رو نزد و نبرد.

این هم شد اخرین اتفاق رسیدن به خونه.

پی نوشت1: وقتی بر میگشتیم اینقدر مسافر از شمال داشتن برمی گشتن که خدا رو شکر کردیم ما تو این لاین هستیم نه اون لاین.

پی نوشت2: این چند وقت خیلی دلم یه سفر می خواست واقعا خیلی خوشحال کننده بود وقتی داداشم پیشنهاد این سفر رو داد همه سفر خوب بود فقط اگه اتفاق اخر نمی افتاد.