1- یادتون هست گفتم دانشجوهام جلو نمایندگی ماشین من رو دیدن و به من یه سلام شیطنت امیزی کردن. امروز بعد کلاس میگن: استاد به سلامتی می خواین ماشین بخرید؟

من: کی گفته؟

-: استاد شما رو تو ماشین فروشی دیدن؟

-: میگم کدوم ماشین فروشی؟

-: استاد سر خیابون ... .

-: اشتباه به عرضتون رسوندن.

-: استاد خودمون بهتون سلام کردیم.

-: میگم جلوش بودم یا توی ماشین فروشی؟

-: میگن استاد در هر صورت اگه ماشین خریدید شیرینی یادتون نره.

-:میگم باشه بزارید ماشین بخرم شیرینی یادم نمیره.

یعنی من موندم فکر من رو هم خوندن که چی کار می خوام بکنم. امان از دست این دانشجوها.نیشخند

2- شنبه یه جلسه خوب من و زهرا و یکی از همکارمون داشتیم قرار بود این جلسه تو دانشگاهی که هر سه تدریس می کنیم به اصرار مدیر گروه حسابداری باشه که وقت هیچ کدوم ما نمی خورد خوشبختانه شنبه عصر وقت شد تو یه دانشگاه دیگه دور هم جمع بشیم و حرفهای خوبی رو بزنیم درباره سر فصلهای اموزشی و کار و .... 

3- دوشنبه فهمیدم یه سری دانشجوهام اشتباهی سر یه کلاس دیگه میشین بعد به اموزش میگم بهشون خبر بدید میگه مشکل از خودشون. میگم پس اطلاعیه بزنید که میان ترم کی هست میگه این رابطه استاد و دانشجو هست و لزومی به اطلاعیه نداره. من استرسم گرفته اینها نمره میان ترم و پایان ترمشون چی میشه.