نشسته ام پشت میز ناهار خوری و در سازها دارند با در دستشویمان کلنجار می روند تا بر سر جایش نصبش کنند. درها میروند درهای قدیمی که از روزی که امدیم خانه را دیدیم به دل ننشست. بیشتر از همه در ورودیمان بود که لازم نبود مرد قوی هیکلی باشی تا با فشار زیادی ان را بشکنی حتی من هم می توانستم با کمی قشار تار و پودش را از هم بپاشانم.

سالها به امید اینکه کسی دزد نیست تا زحمت بکشد بیایید بالا حس می کردیم این در امنیت را در خانه زنانه ما ایجاد می کند و ما را از محیط بیرون جدا می کند ولی در واقع ان در نمی توانست کاری کند این را من می دانم که ان می تواند فقط جلو ادمهای خوب را بگیرد تا دزدی نکنند وگرنه هر دزدی در باز کردن می داند اگر ندادن دزد نیست. با این همه برای ایجاد امنیت بیشتر داریم عوضش می کنیم و به تبع ان همه درها را. 

درها نشانه ها خوبی هستند که نشان دهد امنیت یا حس امنیت کم شده وقتی بچه بودیم درهای خانه مان را کلید می کردیم اما در کوچه ما کسان زیادی بودن که با در همیشه باز زندگی می کردن و درهای خانه شان  هیچ وقت قفل نمی شد درها باز یعنی در این خانه کسی است که احساس می کند امنیت وجود دارد.  پدر بزرگ هم در  ورودی خانه اش هیچ وقت قفل خور نبود. یادم است عیدها مهمانها می امدن سر ایوان گاهی صدا می کردن و گاهی در اتاق را می زدند و قبل از اینکه بتوانی عکس العملی نشان بدهی در اتاق را گشوده بودن برای ما که دختر بچه بودیم این خیلی عذاب اور بود چون همیشه باید روسری به سر اماده به خدمت می بودیم. اما پدر بزرگ و مادر بزرگم هیچ وقت از اینکه در خانه شان همیشه گشوده است حس نا امنی نمی کردن.

درها نشانه های امنینتد اما هرگز نمی توانیم بگوییم اگر دری بسته است محتویات پشت در در امنیت است امنیت ربطی به در ندارد شاید مکانی در نداشته باشد و امن باشد. 

حالا با همه این توصیفات درهای خانه مان را عوض کردیم تا شکل و رنگ خانه عوض شود بگذریم که از امنیتی که می خواستیم بیشترش کنیم یکی دیگر از دلایلمان زیبا کردن خانه نیز بود. 

رنگهای دیروز برای امروز رنگهای دلمرده ایند حتی رنگهای تیره امروز از رنگهای روشن دیروز شادترند زندگی همین است هر چیز نو و هر چیز به روز جذاب و زیباست بی انکه به ماهیت ان نگاه شود. 

پی نوشت1: بعضی حسها مثل امنیت و اعتماد چیز هایست اگر به انها خدشه وارد شود خیلی سخت می شود دوباره ساخته شان مثل چینی می  ماند اگر بشکند می شود بند زد ولی همان ظرف اولیه نمی شود. برای ایجاد امنیت لزومی به درها نیست درها هیچ امنیتی را ایجاد نمی کنند امنیت وقتی برقرار است که ذهن خیالش اسوده باشد. برایتان ذهنهای اسوده را ارزومندم ذهنهای که در انها حس امنیت و ارامش و اعتماد به دیگران وجود داشته باشد.

پی نوشت2: یاد فامیل دور افتادم "انان که در تدبیر درمانند درمانند"