اخر امروز قورباغه ام را قورت داده ام. من ترس شدیدی از دندانپزشکی دارم از ان طرف نا مرتب مسواک می زنم و همین باعث می شود دندان پوسیده زیاد داشته باشم مشکل عمده ام این است که پوسیدگیهای دندانهایم کاری به کار من ندارن حتی انهای که داندانپزشکها می گویند باید عصب کشی  بشود هم اصلا و ابدا درد ندارند به جز این دندان عقلم که بیش از یک سال و نیم است که اذیتم می کرد می دانستم لق شده و امروز و فردا کار دستم می دهد.

تا اینکه اخر سه شنبه صبح با یک دندان شکسته در دهانم بیدار شدم. بله دندان عقلم شکست و کار داد دستم صبح مشکلی نداشتم ولی وقتی می خواستم ناهار بخورم فهمیدم دیگر با این دندان نمی شود غذا خورد. با دندان پزشک تماس گرفتم و توانست بین مریضها سه شنبه ویزیتم کند و کمی سر این دندان نامروت را بتراشد قرار شد عکس بگیرم تا تکلیف این دندان مشخص شود در این چند روز با این دندان نا فرم چیز دندانگیر نخوردم کاملاً عاصی بودم.

امروز عکس دندانم را گرفتم و وقتی روی صندلی دندانپزشکی نشسته بودم دکتر گفت نمی تواند برای تیزی دندانم کاری بکند و باید هر چه سریعتر بکشم اول مردد بودم ولی پذیرفتم دندانم را بکشد.

من ترس شدیدی دارم از کشیدن و جراحی دندان این همان ترسی بود که موجب شده  به خاطرش سه شنبه گریه کنم. باورتان می شود سه شنبه وقتی دکتر معاینه کرد به دکتر گفتم کی باید برای جراحیش بیاییم. دکتر لبخندی زد گفت عکس بگیر بعد ببینم جراحی داره یا نه. یعنی از ترس جراحی یکسال و نیم دردهای ریز و درشتش را تحمل می کردم فقط به خاطر ترس. امروز پذیرفتم که باید یک بار این کار را بکنم. حالا ترسم این است وقتی بی حسی از بین برود درد و یا خونریزی داشته باشم و من فردا امتحان زبان مهمی دارم. نمی دانم چرا این حماقت را کردم قورباغه ای را که باید قبلا قورت میدادم دقیقا زمان حساسی قورت دادم. یاد عمو می افتم مادر بزرگم برای اینکه عمو دیرتر  سربازی برود  شناسنامه اش را کوچکتر گرفته بود حالا فرض کنید عمو متولد 33 است بعد شناسنامه اش را 42 گرفته اند عمو دقیقا در زمان جنگ سرباز محسوب میشود وقتی یک زن و یک دختر داشت و جنگ بود. ترس از سربازی رفتن موجب شده بود که در بدترین موقع به سربازی برود. فکر میکنم ادم باید همیشه قورباغه هایش را سر موقع قورت بدهد تا مثل من و عمو نشود. ما یک ضرب المثل داریم می گوییم " این مادر مردنیه این گریه کردنیه" یعنی این اتفاق ناگزیره و حتما می افته.