بعد از ظهر ناهار که خوردیم راهی پرشکوه شدیم قبل از اینکه به پرشکوه برسیم رفتیم دوازده امامزاده ای ملاط. وقتی رسیدیم پرشکوه یه راست رفتیم آستانه پرشکوه که فاتحه بخونیم. تازه فاتحه خونیمون تموم شده که دسته پرشکوه رسید تا نزدیک اذان مغرب اونجا بودیم بعد حرکت کردیم برگشتیم.

پی نوشت1: جالبی دسته پرشکوه در این بود که موقع پخش نذری تذکر به جای دادن که محوطه آستانه پرشکوه رو با زباله کثیف نکنید. 

پی نوشت2: من دومین باری بود که دسته پرشکوه رو دیدم یک بار که بچه بودم و این دومین بارش بود. همیشه بچه که بودم عاشورا و تاسوعا رشت رو بیشتر دوست داشتم و ترجیح میدادم رشت بمونم ولی دو ساله که ترجیح میدم که در این روز پرشکوه باشم.