دوشنبه سیزدهم آبان سنه یکهزار سیصد نود دو شمسی هجری: از دانشگاه آمده ام خسته و کوفته ام.  قرار بر این بود که امروز کلاس حل تمرین اضافه ای برگزار کنم که نشد. حال جسمانیم به واسطه سرماخوردگیم اصلا رو به راه نیستم سرفه هایم گران است و سینه ام تاب تحمل این سرفه ها را ندارد. دیروز هم در حین بریدن چرم با کاتر انگشت شستم را بریده ام و الان با یک انگشت زخمی و یک سینه سنگین در حال تایپ این مرقومه هستم.

در این چند روز که نبودم کلاس کیف دوزی به اتمام رسید و کلاس دانشجویان ارشدم آغاز گردید. هفت دانشجوی ارشدم  آدمهای سن و سال دار و با تجربه ای هستند و پستهای مدیریت دارند. ابتدا بنا را گذاشته بودم که من درس آمار و در کنارش spss خواهم گفت و در انتها امتحان خواهم گرفت. ولی با صحبتی که کردن که هدفشان استفاده از این درس در کارشان هست قرار است در کلاس یکی از مشکلات کاریشان را حل کنیم و پروژه را به ثمر برسانند و نمره و امتحان پایان ترمشان  صوری برگزار شود.

اما یکی از پروژه های که باید بر روی آن کار کنند بررسی علت کاهش ثبت نام دانشجویان ورودی جدید در دانشگاه هاست. دلیل انتخاب این موضوع این است که رییس کل این مرکز که در ان تدریس می کنم دانشجوی من است و مشکلش در کار کاهش ثبت نام دانشجویان است.

حالا دیروز از دانشگاه دیگری که در آن درس می دهم  می خواستم  آمارهایی بگیرم تا یک مقایسه آماری انجام دهم که ایا این دانشگاه هم مثل ان دانشگاه همین مشکل را دارد یا نه. که مدیر آموزش می گوید تعداد ورودی دانشجویان هر سال اطلاعاتش محرمانه است و هیچ دانشگاهی این اطلاعات را به شما نمی دهد.  خنده دار است آمار در کشور ما محرمانه است. می دانید اگر این کار اماری درست انجام شود می تواند کمک عمده ای باشد در تصمیم گیری درست مدیر همین دانشگاه . اگر بدانیم کدام یکی از عوامل بیشترین تاثیر را داشته مدیران دانشگاه ها می توانن با کاهش این عوامل تصمیمات بهتری بگیرن و موجب در امد زایی که برایشان اهمیت دارد شود. می دانم چون امار ضعف عملکردشان را نشان می دهد از علنی کردن ان خود داری می کنند. بگذریم ما به این رفتار عادت کردیم.