اول نوشت: راستش موضوع این پست از بحثی که در وبلاگ هوو کردم آغاز شد پس بهتر پس زمینه ذهنی برای شما  فراهم کنم. برای همین  پیشنهاد می کنم پستهای وبلاگ هوو رو مطالعه کنید از همین ابتدا بگم متاسفانه بعضی از پستها رو لیلی که دروبلاگ قبلیش  بود حذف کرده. قبل از شروع بحث بگم نمی دونم چطور به وبلاگ لیلی رسیدم یه مدتی می خوندم مثل خیلی از وبلاگهای دوستانم که الان براشون نظر میزارم. بعد از چند ماه لیلی  تعطیل کرد ننوشت و من پیگیر نبودم تا اینکه بعد از مدتی دیدم آپ کرده و من چند پست عقبم همه پستها رو خوندم و بعد از مدتها نظر گذاشتم فردای نظرم در وبلاگش رو بست راستی به من ربطی نداره ولی بعد چند روزی یه وبلاگ جدید زد و با هوش سرشارم!!! تونستم وبلاگ جدیدش رو پیدا کنم آقا افتادیم سر بحث من بگو لیلی بگو تا بحث سر خیانت رسید لیلی یه پست گذاشت و قرار بود این پستی که می خونید یه کامنت برای پست وبلاگ هوو!! باشه ولی اونقدر طولانی شد خودم ترجیح دادم  در وبلاگ خودم  بزارم! از طولانی بودن آن معذرت خواهی می کنم.



سلام
می خوام گام به گام با حرفاتون پیش برم و بگم با کجای حرفهاتون موافق و مخالفم. یه مشکلی با کامنتدونی شما دارم اون هم اینه که حرفهام نصفه می مونه بقیه رو باید در کامنت بعدی بزارم گاه حرفهام بریده بریده میشه به خاطر همینه! دیدم بهتره اون رو در وبلاگ خودم بزرام برگریدم سر بحثمون.
من در گروه اول قرار می گیرم مخالف هر دو رابطه ام چون فکر می کنم هیچ ازدواج مجددی بی دلیل رخ نمیده خیلی از عوامل رخ داده تا افراد متوجه میشن  ازدواجشون موفق نبوده تصمیم به ازدواج می گیرند و گرنه ازدواج موفق دوباره ازمودن نداره یا مشکلات در لحظه اول وجود داشته یعنی افراد رضایت قلبی به ازدواج نداشتند و این رضایت ایجاد نشده و نخواهد شد ادامه این روند هیچ سودی حاصل نمی کنه هیچ مودتی وجود نداره ازدواج مجدد چنین مردانی در پی آن عدالتی وجود نخواهد داشت قبول کنید کسی را که دوست ندارید را مثل کسی که دوست دارید نمی توانید ببیند پس چگونه می توانید عدالت را رعایت کنید. این دسته اولند دسته دوم مودت وجود داشته ولی به خاطر شرایطی که به قول شما و من هم با ان موافقم به وسیله دو نفر ساخته شده آن مودت از بین رفته و همین نقطه شروع ازدواج مجدد رو رقم زده کسی بی مشکل نباشه تصمیم به ازدواج مجدد نمیگیره پس باز مودت وجود نداره باز هم شرط عدالت شرط راحتی نیست فقط خرجی برابر نیست فقط یک شب در میان ماندن پیش هر کدام نیست حتی در استفاده از اصوات است و نحوه بروز محبت است پس فورا نگویید ازدواج مجدد حلاله پس هر کی مشکل داره بره زن بگیره تا مشکلش حل بشه. ازدواجهای مجددی که من می بینم بیشترشان نشان از ناراستی در عمل  دروغ در بر خورد و حیله است دور از جوانمردی و صداقته. شما نمونه ای رو بیارید که مردی با صداقت پا در راه ازدواج مجدد گذاشته و رفته راست به زنش گفته مشکلش چیه و برای چی می خواد یه زن دیگه بگیره همه مردان که ازدواج مجدد انجام دادن از رو راستی و صداقت عاری بوده اند حالا نگوید که زنها مقصر بوده اند چون گوشی ها مردانشان را چک می کنند شاید این چک کردن نشان از این می دهد که زنان به خودشان می خواهند نشان بدهند که مرد صادقی ندارد وگرنه مرد صادق باز جویی نمی شود وقتی زنی بداند مردش دست از پا خطا نمی کنه به ذهنش هم نمی رسد برود گوشیش را چک کند تا مو را از ماست بیرون بکشد از قدیم گفته اند ان کس که حساب پاک است از محاسبه چه باک است برود زیر و رو کند اتفاقی نمی افتد. پس چند همسری در اسلام هم با شرایط است و ضوابط نه دیمکی نه برای هر مرد که تنوع طلبیش گل کرده و تا سختی روزگار بهش فشار اورد برود هوو برای زنش بیاورد.
 نظریات که گفتم از دیدگاه یک ادم مذهبی که مخالف شما فکر می کند اما این سئوال شما  از دید ادمی که به اسلام اعتقاد ندارد حرف خنده داریست مجوز دینی به عدم پای بندی به خانواده و مشروعیت دادن به بی بندباریست به نظر یک فرد غیر مسلمان مجوز رابطه جن.سی هم زمان با چند فرده! شاید این حرفتون به نظر اون یه نوع بی اخلاقیه که اسلام مجوزش رو داده  شما با این حرف یه جور اسلام رو به چالش می اندازید ایا شما جوابی برای این مسئله دارید که این مرد چند همسر با مردی که رابطه نامشروع با چند زن دارد چه فرقی دارد؟ در صورتیکه همه زنان راضی باشند! یا چرا فقط مردان دارای چنین آزادی عملی هستند و زنان نمی توانند چند همسر داشته باشند؟
سه گروه از آدمها که گفتید وجود دارند درباره اون سه گروه هم صحبت می کنم.(این قدر طولانی شد پشیمون شدم چیزی در این باره بگم.)
اما نظر شما که برام جالب بود بدونم.
شما می گویید کلمه خیانت رو با دقت به کار می برید قبل از اینکه با شما بحث کنم منظور من از خیانت رو تعریف کنم خیانت در واقعه در دیدگاه من عملیه که موجب سست شدن پایه های زندگی زناشویی میشه و این عمل می تواند دروغ ساده تا رابطه جن.سی با جنس مخالف باشه  هر عملی که ناراستی باشه در بحث من با شما حداکثر خیانت بیشتر منظور نظرمست وگرنه درباره دروغ ساده باید تنبیه در خور ان داشت. ببینید من  با شما موافقم ناراستی در زندگی یه روز و با یه عمل به وجود نمی یاد خیانت بیماری زندگیه و به مرور زمان ایجاد و در یه روز بروز می کنه اما با شما موافق نیستم که چون شخص روبرو شرایط زندگی رو به سمتی پیش برده که طرف روبرو اون مودت و دوستی رو در خود نمی بینه که پایبند اخلاقیات باشه و دست به بدترین قسم ناراستی در زندگی بزنه پس حقش و بکشه من با این استدلال کاملا مخالفم.
ببینید حرف شما این رو می رسونه بگیم کسی در یک محیط نامناسب زندگی می کنه مشکلی نداره دزدی کنه چون شرایط بد بوده مسئله ای نداره چون خود اجتماع چنین موجود رو خلق کرده اگه مضرر جامعه باشه حق داره مثل بچه ای که از پدر مادرش بدزده چون پدر و مادر در تربیتش کوتاهی کردند. ببینید هر گاه شرایط زندگی بد شد نباید با خیانت بدترش کرد خیانت راه حل نیست مجهول اضافه یک مسئله سخته که ما بهش  اضافه می کنیم. نمی گم صبر کنه وقتی چیزی به درد نمی خوره دندان پوسیده رو بندازند دور. اگه به خاطر مشکلات مالی یا فرزندانش دارند ادامه می دند پس صبور باشند این ایده ال گرایی نیست این اخلاق گرایی من نمی گم ادم دینداریم میگم ادم اخلاق گراییم در عرف اخلاقیاتی که برای خودم طراحی کردم یا پایبندی یا خداحافظی با اون زندگی مشترک که پوسیده.
راستش من نمی تونم مثل شما فکرکنم من همه روابط پنهان و پیدا رو خیانت نمی دونم ولی روابطی که پایه های زندگی مشترک تکون میده و زلزله ویرانگر هر ازدواجیه رو خیانت می دونم
می دونید شما تعریف خیانت رو خیلی تغییر دادید تا شامل حال ازدواج مجدد پنهانی نشه صادقانه و با صراحت میگم شما از خیانت بیشتر از بقیه می ترسید چون ممکنه شامل حال شما بشه در تعریف شما تقریبا کسی خائن حساب نمیشه  نگید بهش اعتقاد دارید بگید این تعریف رو دور زدید چون مجموعه خائنین شما با استناد به سخن شما تهی هست.
"من نمیتونم آدمها رو دو دسته کنم و بگم اگر فلان شد پس او خیانتکار است و اگر نشد پس نیست "
راستی شما ازدواج رو با دوستی مقایسه می کنید من با شما متفاوت فکر می کنم یکتایی در دوستی معنایی نداره اما در ازدواج مفهوم مهمیه! راستی درباره شرع هم توضیح دادم که در حال حاضر مردی رو با اون شرایط ندیدم. شما مودت و یکدلی در ازدواج اساسی در نظر نمی گیرید شاید در تمام طول عمر هزاران دوست برای خود انتخاب می کنید اما انتخاب همسر زنده برای زنان (برای مردان نیز چون عدالت شرط بزرگیه ) باید یکی باشه. چون رابطه اونها فراتر از دوستیه تعهد اخلاقی که بین همسر ان وجود داره خیلی فرق می کنه!
ببینید در این صورت هرکی بهتر و فهیمتر از همسرتون پیدا کردید و تونستید اون رو به جای همسرتون بنشانید مسئله نیست. اگه مردی یا زنی همسرش فرد دلخواهش نبود و نخواست یا نتونست باشه فرد بهتری در زندگیش وارد شد چون همسرش جا رو خالی کرده می تونه دیگری به جاش بنشونه؟ به نظر شخصی من این حرف مفهومی نداره این معنی نداره چون مالی بدون قفل و دزد گیره من ازش بدزدم حالا چه فرقی می کنه این مال مال نزولخوره یا مال ادم زحمتکش مهم اینه که من دستم کج نباشه اخلاقیات در این مسائل حکم می کنه اگه دلم رو زندگی با همسرم زده یا باهاش کنار بیام یا مشکل رو ریشه یابی کنم و بر طرف یا اگه مرد ساختنش نیستم تمومش کنم شما حکم چند همسری رو می بینید اما این آیات رو نه
"با آنها در زندگاني با انصاف و خوش رفتار باشيد. حتي اگر (بعد از ازدواج) متوجه شديد مطابق ميلتان نيستند صبور باشيد و به رويشان نياوريد. چه بسا چيزهايي مطابق ميل شمانباشد اما خداوند خير بسيار زيادي را بري شما در آن قرار مي دهد.( نساء 19)
اگر خواستيد زن خودرا طلاق بدهيد بايد مهري را كه مقرر كرده ايد  به تمام كمال بپردازيد هرچند مبلغش زياد باشد
مبادا به وسيله تهمت زدن به زن در صدد كم كردن و يا بخشيدن مهريه شويد  كه اين عملي بسيار زشت و گناهي روشن و آشكار است.
اين جزيي از  قرارداد شماست كه شما به نفع خود رسيده ايد.او هم بايد به نفع خود برسد.(نساء20)"
اگه فقط به خاطر یک مشت خاطره که هر روز زندگی مشترک فرسوده کمرنگش می کند زندگی را ادامه دهید چرا خودتان را به درد سر می اندازید هر چقدر دور باشید این خاطره براتان شیرین تراست از قدیم گفته اند دوری و دوستی.
می دانید تفاوت نگاهمان چیست من از روی اخلاقیاتم می گویم که این رفتار بد است و شما از روی شرعیات. من شرعیات شما را زیر سئوال می برم که مردی را جامع شرایط ازدواج مجدد نمی بینم برای همین رفتارش را خائنانه می دانم چون اساس زندگی مشترکشان را می لرزاند و کسانی که مثل شما هستند نمی گویم شما اخلاقیات ما را نسبی می دانید.
من به نظر تون احترام می گذارم اما حرفهای شما در چار چوب اخلاقیاتی که برای خودم طراحی کرده قرار نمی گیرد و به نظرم رفتارهای انچنانی خیانت هستند.

آخر نوشت: راستش باید به یه نکته اشاره کنم من اینجا روی بحثم بیشتر  روی ازدواج مجدد مردها بود که آیا خیانت بوده یا نه! در مجموع گفتم چون ازدواج مجدد مردی موجب سست شدن پایه زندگی مشترکش با همسر اولش میشه اون رو یک نوع خیانت می دونم به جز دروغها و تبیضها و رفتارهای بدی که بعد از این ازدواجها رخ میده.
اما چنین رفتاری از زنان هم رخ بده در نظر من مذمومه یعنی زنی که نسبت به همسرش دلسرد شده و مرد دیگری رو جانشین همسرش کنه باز هم در نظر من خیانته. در این مورد مرد و زن فرقی نداره. چون افراد به زندگی مشترکشون باید پایبند باشند فرقی نمی کنه زنند یا مرد. درباره خیانت زنانه بحث نکردم چون در شرع یا قانون یا عرف چنین رفتاری رو ناپسند می دونند پس همه علما اتفاق قول بر آن دارند جای بحثی هم ندارد.
بهتر که اشاره کنم از آیات سوره نسا بیشتر نظرم بر آیه 19 بوده.

تکمیل نوشت: لیلی جان اگه یادت باشه به شما یاد آوری کردم که زمان آشناییتون کوتاه بوده چرا این حرف رو زدم تنها منظورم دو مطلب بود که مطلب مهمتر رو اینجا بررسی می کنم به شما گفتم آیا شما به خودتون وقت دادید که توان تحمل مشکلات بعدی رو دارید. آدمها موقع انتخاب چه زنها و چه مردها باید به دو مطلب فکر کرده باشند.
1- آیا فرد روبرو همانی هست که می خواهم و آیا همان هستم که او می خواهد. باید لحظه ای بیاندیشد انتخاب همسر مثل انتخاب دوست نیست بازگشت از انتخاب گاهی خسران را موجب می شود.
2- آیا بعد از ازدواج ممکن است لحظه ای پشیمان شوم ایا اگر پشیمان شدم می توانم خودم را به استمرار بر این زندگی مجاب کنمو پابند به آن بمانم. همین نکته سنجش تحمل و آستانه آن اهمیت بالایی دارد کسی که از ابتدا در خود این توان را نمی بیند ممکن است در لحظات سخت پایش بلغزد.


بعد نوشت: بعد از نوشتن این سطور متوجه جوابیه طولانی لیلی به یکی از نظراتم شدم چون متاسفانه این متن را تهیه کرده بودم جواب ان نظرات را مرقوم نکردم. امیدوارم در روزهای آینده بتوانم جوابیه ان نوشته ها را بدهم اما به علت پذیرفتن تدریس در یک هنرستان از هفته آینده سرم به شدت شلوغ می شود و به ان آمادگی برای امتحان آیلتس و آزمون دکترای آزاد و سراسری را اضافه کنید که برای دست گرمی و محک خودم دارم در ان شرکت می کنم.
راستی یادم رفت بگویم که این پست کامنت این پست هووست!