همه روز سگی دارند ما شب گربه ای. دیشب تخت خوابیده بودم که صدای مرضیه که می گفت چی شده؟ بیدارم کرد گفتم هیچی بخواب بعد صدای میویی شنیدم. گفتم چیزی نیست گربه است. همین موقع صدای جیغ مریم اومد بله این اقا گربه از سقف خونه همسایه اومده رو سقف پارکینگ از اونجا تشریف اورده تو بالکن از پنجره باز اتاق هم اومده تو خونه و این صدای مریم بود که زیر همون پنجره رو تخت خوابیده. گربه رو مریم بیرون کرد یک ساعت بعد مامان که می خواست بره دستشویی برق رو میزنه می بینه تو اتاق مریم یه چیزی حرکت می کنه بله اون گربه تنها نبود و یه دونه دیگه تو اتاق مونده بود. از در بالکن بیرونش کردیم ولی تا صبح پشت در بالکن جشن گربه ای داشتن . امروز من فنس خریدم و تا بیام مامان تمام بالکن و وسایل توش رو شسته بود بعد از ظهر هم من و مریم فنس رو نصب کردیم امیدوارم دیگه امشب گربه ها نیان روی بالکن.

پی نوشت1: متاسفانه امتحان زبان موفقیت آمیز نبود و امتحان جامع من یک ترم عقب افتادنگران

پی نوشت2: امیدوارم فردا به کلاس نقاشی برسم چه برسم چه نرسم نتیجه چند جلسه مداد رنگی رو منتشر می کنم.