قرار این بود با روپوشی نو کیفی نوتر از ان و کفشهای که بوی مدرسه می دهد برویم مدرسه تا کتابهای که بوی چسب می دهند را بگیریم و کلاسهایمان مشخص بشود و پشت سر هم صف بایستیم به ترتیب وارد کلاس شویم. هر سال قصه همین بود هر سال مدرسه اینطور شروع میشد تا وقتی که دانشگاه رفتیم در دانشگاه اول مهر مفهوم اول مهر مدرسه را نداشت حتی سالی پیش امد 15 شهریور هم اول مهر بود. نیشخند

من از مهر 66 تا حالا به جز سه سال  78 و 84 و 88 که مهر به مدرسه یا دانشگاه نرفتم در بقیه سالها همیشه مهر سر کلاس رفته ام یا به عنوان دانش اموز و دانشجو یا استاد. امسال هم دوباره مهر شروع شد در یک دوشنبه ابری و من  در این پاییز هم به دانشگاه می روم.

پی نوشت1: پنجشنبه رفتم عروسی قرار بود درباره عروسی بنویسم ولی تنبلی کردم و قصه عروسی بیات شد.

پی نوشت2: مرداد 88 اولین پستم را در بلاگفا نوشتم اما اول مهر 88 از بلاگفا به بلاگر مهاجرت کردم  و من شروع وبلاگ نویسیم را نوشتن در همان وبلاگم در بلاگر می دانم. بعد ها با فیل.تر شدن بلاگر به پرشین مهاجرت کردم و در اینجا ماندگار شدم. این بار می خواهم سالگرد وبلاگ نویسیم را با دو سوال جشن بگیرم. کامنتدانی را بسته می گذارم تا از دست هم کپی نکنید.

1- یه صفت مشخصه من رو بگید؟ (منظورم اینه کدوم صفت من براتون بارزه چه اونهای که من رو دیدن چه اونهای که من رو ندیدن اگه هم دوست داری می تونید رای مخفی بدید و اسم نگذارید.)

2- یه خواهر خوانده یا بردار خوانده برای وبلاگم معرفی کنید مثل این شهر ها که با هم برادر خوانده یا خواهر خوانده می شوند کدوم وبلاگ رو پیشنهاد می کنید.