زمان گذشت امروز رمضان به نیمه رسید تیر تمام شده و مرداد امده بود و من فکر می کردم امروز فرداست و به خودم قول شروع زبان را از فردا داده ام.

دچار یاس فلسفی دنیای پوچ شده ام که من کیم و کجا ایستاده ام زندگی را چه به بطالت می گذارانم و ارزش زمان خیلی بیشتر از اینهاست می توانم از ان بهره ها ببرم و این چهار سال1 را چه کرده ام.

اینک چشم بر می گردانم می بینم زمان رفته نگاه می کنم کم چیزهای به دست نیاورده ام اما نمی دانم این روزها دلخوش نیستم از داشته هایم. امروز به لاله میگفتم نه اینکه داشته هایم نا مرغوب است نه برعکس می بینم دیگران هم به داشته های فاخری نرسیده اند که ارزوی زندگی انها را داشته باشم برعکس فکر می کنم انها به مرحله یاس فلسفی من کیستم و کجایم نرسیده اند چون اینقدر به روزمره مشغول و مغروق هستند که فرصت ایستادن و دیدن خودشان و پرسیدن اینکه برای چه در زندگی می دونند را ندارند تا از خودشان بپرسند ایا درست دویده ایم اگر درست دویده ایم ایا در جای درستی ایستاده ایم یا نه.

نمی دانم شما هم دچار یاس فلسفی شده اید یا نه؟ اما اگر شده اید می دانید این مشکل دوره ایست وقتی دوباره به روزمرگی دچار می شوید از حل مسئله فرار می کنید و به دل مشکلات زندگی پناه می برید تا یاس فلسفی دیگر همه چیز را فراموش می کنید. 

اما این فلسفی تلنگر خوبیست برای چیدن زندگی بر بنای درست و تاکید موکد بر این که باید هدفمند زیست.

----------------

1- از فارغ التحصیلی ارشدم چهار سال می گذرد نمی دانم چرا فکر می کنم سرعت این چهار سال زیاد بود و اتفاقاتی که برای افتاد انقدر دل گرم کننده نبود هر چند در این چهار سال کم موفق نبوده ام.