استادهامون باز هم ما رو احضار کردن و من فردا باید راهی بشم به سمت تهران. امروز برگه سوالات رو هم دادم . موقع رفتن به دانشگاه وقتی تو تاکسی بودم یه دعوا خانوادگی شدید رو هم رویت کردم. می خواستم درباره اون پست بزارم که متاسفانه اینقدر خسته ام که حوصله ام نمی کشه. توضیح بدم ولی سوالی که از این دعوا به ذهنم رسید این بود چطور میشه  ادم محل دعوای خانوادگی رو تو خیابون انتخاب  کنه؟ 

امروز یه اتفاق خنده دار دیگه هم رخ داد داشتم می رفتم بلیط بگیرم از جلو شهرداری رد می شدم که یه اقایی سلام کرد من مکث کردم و به جا نیاوردم قیافه متعجبم موجب شد بگه من اشتباه کردم. گفتم راستش من به جا نیاوردم گفت من اقای غ هستم. وای این همون سال بالایم بود که ازش حل تمرین گرفتم و بهش جزوه ها و تمرینهای خودم رو دادم. واقعا حافظم وحشتناکه کلی عذر خواهی کردم پرسان بود که با استاد کی کلاس داریم چون با استاد کار داشت. فکر کنم من به موقع از جلوش رد شدم.