جمعه رفته بودیم پرشکوه و شیش نهال جدید از بازار لنگرود خریدیم تا کمی باغ پدر بزرگ رو  باز سازی کنیم متاسفانه نبود پدربزرگ موجب تخریب باغهایش شده. دیروز بعد کاشتن نهال یه سر رفتم باغ بالا دنبال علی که رفته بود تو باغ دیدم این پایینها نیست شروع کردم به بالاتر رفتن هر چقدر بالاتر می رفتم دلم برای باغ پدر بزرگ می سوخت این همون باغی بود که پدرم همه باغ رو پله پله کرده بود تا بتونیم ازش راحت بالا بریم ولی الان همهاون مسیرها از بین رفته و درختها از گیاهان وحشی تیغ دار و به قول ما بور پوشیده شده بود.باغی که اون همه  پدر و پدر بزرگم  زحمت کشیده بودن الان داره هر روز بیشتر  و بیشتر تخریب  میشه. متاسفانه امکان رسیدگی برای ما وجود نداره.

 

پی نوشت1: امروز به خاطر پیاده روی دیروز زانو راستم درد می کنه. 

پی نوشت2: باغ بالا (جور باغ) یعنی محل بازی ما در پرشکوه در کودکی.