خب زندگی افتاد تو روال همیشگیش کار و تحصیل و زندگی. دوباره از این هفته کلاس نقاشی رو شروع کردم حالا دیگه اندام بدن رو میکشم و به قول خواهر به بخش بی تربیتی نقاشی رسیدمزبان.

دیروز هم رفتم تهران برای کلاس. ورودی های جدیدمون هم اومده بودن هفت نفر به ما اضافه شده واقعاَ دیگه داره شکل کلاسهای دوره کارشناسی میشه. خوشبختانه از 7 نفر پنج تاشون کار ثابت دارند دو نفر کادر دانشگاهی در دوتا از دانشگاه ها تهرانند. دو نفر هم کارمند بانکند و یک نفر معلمه. دو تا تهرانیند دو تا یزدی یکی اصفهانی یکی شیرازی و یکی ساروی. خب داره جنسمون جور میشه و از همه کشور یه نماینده داریم بگذریم که درصد اصفهانیهای کلاس باز هم بالاست.مژه

استادهام رو چشم نزنم دیروز خیلی به موقع اومدن یکی هشت و یکی ده و نیم حتی فرصت نکردم بین دو کلاس برم یه چای بخورم اینقدر سرعت عمل استاد دوم خوب بود من می خواستم برم چای بخورم تو راه پله از کنار یه اقایی رد شدم و پشت سرش دو تا از همکلاسیهام رو دیدم که چشم و ابرو میان که استاد. بله استاد از کنارم رد شده بود. خودم سریع به استاد رسوندم سلام و علیک و عید مبارکی. چایمون هم سوخت شد و رفتم سر کلاس. 

به جز کارهای دانشگاهی که به عنوان استاد دارم تکالیف درسیمون هم اعلام شده استاد جون اعلام کرد جلسه بعد ما قدیمیها باید درس رو اماده کنیم و سر کلاس درس بدیم این علاوه بر اون 19 تمرینی که باید حل کنیم و ورودی های جدید به علت بی کتابی هیچ تکلیفی ندارن.از خود راضی

پی نوشت1: یکی از ورودیهای جدید از من می پرسه: کلاسها چطور تشکیل میشه؟

من : گاهی هر هفته گاهی دو هفته در میون حالا شما سه روز اخر هفته رو خالی بزارید.

- اگه اینجور باشه اصلا نمی صرفه اگه اصرار خانواده نبود نمیاومد من کارم رو دارم اصلا نیازی ندارم درس بخونم به خصوص این دانشگاه که اصلا مدرکش هم به درد نمی خوره.

-هیپنوتیزم 

پی نوشت 2: استاد اول که درس داد همکلاسیهام از درس خوندن نا امید شدن ولی کلاس دوم اونها رو امیدوارم کرد به خصوص وقتی فهمیدن کارهامون در رابطه با کلاس دومه.

پی نوشت 3: هفته دیگه دوشنبه نتیجه امتحان دکترا اعلام میشه  برای دوستان حقیقی مثل طیبه که اینجا رو نمی خونه و یا الهام و زیبا که به اینجا سر میزن و برای دوستان مجازی مثل لیلا که مدتهاست خبری ازش ندارم یا مهتاب بانو که وبلاگش رو بسته و یا آقای یک انسان که مدتی وبلاگش رو به روز نکرده  و ندا عزیز ارزوی موفقیت می کنم. و درکشون می کنم که منتظر نتیجه بودن چه حسی داره. و امیدوارم الهه عزیز در امتحان سال اینده موفق بشه من مطمئنم اگه اون اتفاق نمی افتاد حتما اسمش تو قبولیها بود اون هم با رتبه خوب.