• بعضی وقتها می خواهم فریاد بزنم من چیزهایی برای گفتن دارم ولی دستی جلوی دهانم را می گیرد و می گوید منظورت حماقتهای برای انجام دادنست.

  • شب کنار پنجره اطراق کرده است می روم روبروی پنجره خودم را می بینم مثل اینکه که شب راستگوتر از روز است.

  • خسته ام چشمهایم خواب را طلب می کنند اما عقلم می گوید وقت کم است بیدار بمان.

  • هنرمندان وقتی محبوبند که مرده اند؛ برعکسشان سیاستمداران وقتی زنده هستند محبوند.