حال نوشت: تازگیها خوابم بهم ریخته. وفتی من می گوییم خوابم بهم ریخته یعنی وضع خوابم افتضاح شده. چون به طور معمول دیر می خوابم. اما وقتی الان دو و نیم است و دارم وبلاگ می نویسم و اصلا خوابم نمی ایید یعنی وضعیت بحرانیست و باید کم کم آژیر قرمز را کشید. خوشبختانه امشب بیدار ماندنم مفید بود و درس خواندم.

متن اصلی: چند روزیست دارم به جاذبه و دافعه فکر می کنم منظورم جاذبه یا دافعه زمین نیست. شاید یک چیز شبیه اش هست ولی دقیقاً ان نیست. بگذارید واضح تر صحبت کنم ادمها جاذبه و دافعه دارند مثل زمین اما این جاذبه و دافعه، ادم ها اطرافشان را جذب یا دفع می کند. خب مثل هر کره ای که در فضا هست و جاذبه و یا دافعه دارد ادمها هم همین طورند بعضی ادمها در برخورد اول ادم را جذب می کنند. مثلا در جمع چند صد نفره احتمال اینکه از او ادرس بپرسید زیاد است یا به او اعتماد کنید و وسیله تان را به او بسپارید. بعضی ها همین قدر جذابند اما بعضی ها خیلی بیشتر جذابند دقیقا شخصیت کاریزماتیک این گونه اند یعنی همه بدون اینکه بدانند چرا جذب او شده اند دورش حلقه می زنند. من فکر می کنم جاذبه و دافعه ادم باید مثل زمین باشد نه انقدر که همه از ادم دور شوند و نه انقدر که همه به ادم بچسبند. باید مفید باشد. ادم زیاد جاذبه باشد می شود سیاه چاله همه چیزی را در خود قورت می دهد به جای اینکه کسی داشته باشد فقط یک عده مرید گوش به فرمان دارد که چشمشان به دهان اوست. اگه مثل ماه باشد و کم جاذبه حتی هوا هم برایش نمی ماند تا کسی در ان زندگی کند. پس باید ادم در جذابه و دافعه مثل زمین باشد متعادل.

راستش این همه حرف زدم بگوییم تازگیها به این نتیجه رسیدم من جاذبه و دافعه ام تنظیم نیست مثلا ادمها گاهی زود به من جذب می شوند و به همان سرعتی که جذب شده اند دفع می شوند. دقیقا حالت گذار دارند نمی مانند نه اینکه اصلا جذب نمی شوند نه ولی جاذبه ام به قدر پرسیدن یک ادرس در یک جمع صد نفری به نظر می رسد که زود گذراست. نمی توانم بگوییم سبک جاذبه و دافعه ام مثل کدام یک از سیارات و ستارگان است ولی مطمئنم که زمین نیست.

شاید مشکل از جاذبه من نیست. مشکل از هم پوشانی جاذبه هاست. ادم تحت تاثیر جاذبه ادمهای مختلف است و مثل مثالهای فیزیک در یک محیط ایزوله زندگی نمی کند. برای همین می گوییم هم پوشانی جاذبه پیش می ایید. یعنی وقتی من روی ادمی تاثیر می گذارم هم زمان هم ممکن است کس دیگری نیز دارد سعی می کند او را جذب کند. یعنی نیروی قوی دیگری او را از مدار من خارج می کند. 

راستی این جاذبه یا دافعه حتما در وجودمان هست و وسیله برای اعتلا مامی تواند باشد. واقعیت امر ما در کنار دیگران کامل می شویم. برای همین است که باید جاذبه و دافعه ما به صورتی باشد که به کمال برسیم. نه بیش از حد باشد و نه کم.

سئوال1: به نظرتون اون اختلال در جاذبه و دافعه رو در من می بینید راستش خودم حسش می کنم.

سئوال2: به نظرتون جاذبه و دافعه ات چه مدلی هست. 

بعد نوشت: دیشب نوشتم امروز منتشر کردم.